آیات

شکوفا نمودن باور های دینی در جلوه های دانش و بینش

قبله هفتم

 

با نام  رضا به سینه ها گل بزنید ، با اشك به بارگاه او پل بزنید،

                             فرمود كه  هر زمان گرفتار شدید، بردامن ما دست توسل بزنید

از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند

با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند

به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد

 

 

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت ثامن الحجج علی بن

موسی الرضا مبارك باد

 


+ نوشته شده درجمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 12:24توسط مدرسین قرآن |

به نام هستی یکتا

   پیامبر اعظم(ص):  

مهر ویژه خداوند بر پدر دختران باد. دختران مبارک و دوست داشتنی­اند و پسران بشارت دهندگانند و دختران باقیات صالحاتند  (مستدرک­الوسائل، ج15، ص116، ح17708 )                            

ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر مبارک باد 

  به جان پاک تو ای دختر امام ، سلام به هر زمان و مکان و مقام سلام 

  تویی که شاه خراسان بود برادر تو بران مقام رفیع و براین مقام سلام

 به هر عدد که تکلم شود به لیل و نهار هزار بار فزون تر ز هر کلام ُ سلام

به صبح تا شب و از شام  تا طلیعه صبح ُ بر استانه قدست علی الدوام سلام

 به پیشگاه تو ای خواهر شه کونین ز فرد خلیق به صبح و شام سلام

 منم که هرسر مویم به هر زمان گوید : به جان پاک تو  ای دختر امام سلام


+ نوشته شده درپنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 10:34توسط مدرسین قرآن |

صبح طلوع

 

«اللهم عجل لولیک الفرج»؛ این دعایی است که در صبح طلوعت، بر لب رازقی ها می شکفد تا جهان را سرمست کند.

این زمزمه ای است که در صبح طلوعت، جویبارها بر لب دارند.  

این نغمه ای است که در صبح طلوعت، تمام بلبلان عاشق، برای گل ها می خوانند تا سر از خاک برآورند.

«اللهم عجل لولیک الفرج»؛ این صدایی است که در صبح طلوعت، در پژواکی ابدی، کوه ها تکرار می کنند؛ کوه هایی که پرصلابت، در افق قد علم کرده اند تا پا بر تکیه گاه شانه هایشان بگذاری.

 این ترنمی است که در صبح طلوعت، باران، نم نم و آهسته آهسته در گوش باغ زمزمه می کند تا سبزترین سلام ها را به تو پیش کش کنند، درختانی که ریشه در جریان سیال عشق دارند.

این ذکری است که ستارگان در صبح طلوعت، آرام آرام بر لب می آورند.

اما آقا! در صبح طلوعت، بگو که خورشید رویت را کی رؤیت می کنیم؛

در کدامین مشرق، در کدامین صبح عید؟ «در انتظار رؤیت خورشید مانده ایم.

امیدوار آمدن عید مانده ایم» خورشید بالا بلند! از پشت ابرهای تیره سر برآور تا با تو، شب به پایان برسد.

«اللهم عجل لولیک الفرج».

 


+ نوشته شده دریکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 8:35توسط مدرسین قرآن |

ميلاد نور مبارك باد

حكمت 121 نهج البلاغه

چقدر فاصله بين دو عمل دور است: عملى که لذّتش مى‏رود و کيفر آن مى‏ماند، و عملى که رنج آن مى‏گذرد و پاداش آن ماندگار است


+ نوشته شده درچهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 17:45توسط مدرسین قرآن |

.... فاطمه

شنیده می شود از آسمان صدایی که...

کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که...

نوشت نام تورا، نام آشنایی که ـ

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد

و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد

دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است

غزل قصیده ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد

ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد

درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت

برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت

چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست

و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست

و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه ها کشیده تورا

گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تورا

که گِرد چادر تو آسمان طواف کند

و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند

که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی ات را مرور باید کرد

مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود

و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود

درون خانه ی تو نان فقر آجر بود

شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است

حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی

علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!

به نان خشک علی ساختی، به نان علی

از آسمان نگاهت ستاره می خواهم

اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم

کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم

شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم

و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادری کن و این بار هم اجازه بده

بـــه افتخــار بگوییم از تبـــار توایـــم

هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم

اگر چه مـــــا همه در حسرت مزار توایم

کنــار حضرت معصومـــه در کنـــار توایـــم

فضای سینه پر از عشق بیکرانه ی توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست

 

سید حمید رضا برقعی

 

 

 


+ نوشته شده دردوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 17:40توسط مدرسین قرآن |

مزار تو در سینه عاشقان توست

عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست    صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست
قــــــــربان اشک روز و شب چشم خسته ات    مـــــــــــــولا فـدای مادر پهلو شکســــته ات

 

 پیامک به مناسبت ایام فاطمیه


+ نوشته شده درچهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 21:57توسط مدرسین قرآن |

12فروردین مبارک باد

 امام خميني در حال راي دادن

این روز مقدس، این یوم الله پر برکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است که از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال  و آرزوهای حیوانی خود می دانند


+ نوشته شده درجمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 14:3توسط مدرسین قرآن |

واژه عید در قرآن

انسان به طور طبیعی به سوی کمال گرایش دارد و از نقص می گریزد. اگر مجموعه ای از حالات انسانی چون شادی و گرایش به زیبایی را اموری کمالی دانسته که آدمی به سوی آن میل و گرایش ذاتی دارد ، از این رو طبیعی است که آدمی به سوی اموری از این دست گرایش یابد و خواهان آن شود. بر پایه این گرایش ذاتی است که عید به عنوان نمادی از شادی و سرور مورد توجه و اهتمام بشر است.

انسان در این روزهای خاص که به نوعی با امور طبیعی سازوار و هماهنگ است، می کوشد تا اوج شادی و در حقیقت کمالی خواهی خود را به اشکال متنوع و در قالب های گوناگون به نمایش بگذارد. عید بنا بر این تفسیر نمایشی از گرایش انسان به کمالی خواهی و کمال گروی انسان است.
هماهنگی اعیاد با طبیعت
اصولا جشن ها و اعیاد که نماد و نمایشی از گرایش انسان به کمال و آشکار سازی این میل باطنی در قالب های تجسمی و شکلی آن است به جهاتی با جهان بیرون ارتباط تنگاتنگی می یابد. به این معنا که در ایجاد و تحقق این شور و اوج گیری هیجانات احساسی و عاطفی بشر عامل موثر بیرونی نقش کلیدی و مهمی را ایفا می کند.

در زمانی که طبیعت نوعی بلوغ کمالی را نشان می دهد تاثیرات فزاینده ای در انسان به جا می گذارد و میل و گرایش ذاتی انسان به کمال خواهی و کمال جویی را بر می انگیزاند. در پی این هیجانات و متاثر از آن است که انسان به گونه در خود نوعی احساس می یابد که می توان از آن به همسان پنداری با طبیعت یاد کرد. در این حالت است که آدمی خود را چون بخشی از طبیعت همراه با کمال موجود در طبیعت می پندارد و از رسیدن به چنین بلوغی خرسند و شادان می گردد و خوشحالی خود را به صورت های مختلف بروز می دهد.
در همه مواردی که به عنوان اعیاد و یا جشن ها و سورها و به تعبیر قرآنی ایام الله از آن یاد می شود، این عنصر و مولفه اساسی را می توان شناسایی و ردگیری کرد. در جشن گندم و یا جشن مهرگان عنصر کمالی به خوبی خود را نشان می دهد. در این جشن ها آدمی با طبیعت کمالی گندم و یا فرآورده های جالیزی و تابستانی خود را همراه و هماهنگ می یابد و در سوری این همراهی و سازواری را به نمایش می گذارد. در بسیاری از ملل از این نوع جشن ها و اعیاد دیده می شود که هر ساله در فصل خود برگزار می شود.
عید نوروز شاید یکی از مهم ترین و سازوارترین اعیاد بشری باشد. نمایش طبیعت در این فصل به اوج کمالی خود می رسد و طبیعت پس از مرگ ظاهری در زمستان ، دوباره در آغاز فصل بهار زندگی را می رویاند و گل و گیاه و سبز و چمن از زمین بر می آید. این گونه است که آدمی را در هیجانی از زندگی کمالی فرو می برد و جیک جیک گنجشکان بر شاخسار درختان تازه به گل و جوانه نشسته را بر می انگیزد و آن را به انسان منتقل می سازد. این گونه است که آدمی متاثر از طبیعت شاد و پر نشاط به وجد می آید و هیجان خود را همانند پرندگان بروز می دهد و به شادی و نشاط می پردازد.
اعیاد مذهبی و کمال خواهی
در اعیاد مذهبی و آیینی نیز چنین هماهنگی و سازواری را می توان یافت. در همه این اعیاد مذهبی و دینی نوعی کمال را می توان ردگیری و شناسایی کرد . به عنوان نمونه در عید کریسمس هم هماهنگ با طبیعت را می توان یافت و هم بلوغ کمالی را می توان جستجو کرد. در نظر مسیحیان این روز ، روزی است که خداوند ، انسان کاملی را به زمین هدیه کرد که خود صورت کاملی از خداست. به این معنا که مسیح مظهر کامل اسم الله است و تجلی خدا در انسان می باشد. در این صورت می توان گفت که انسان در زمان ظهور مسیح و تولد و میلادش به بلوغ نهایی خود رسید و خلافت الهی را کسب کرد و توانست جانشین خدا بر زمین شود. هر چند که میان شب یلدای ایرانی که آغاز چهله بزرگ زمستانی و آغاز فصل سرما و روز نخست دی ماه می باشد و مردم به جشن و سرور می پردازند با یلدای مسیح نوعی هماهنگی و ارتباط وجود دارد و این نشان از همبستگی فرهنگی دارد با این همه در هر دو دیدگاه نوعی کمال و هماهنگ میان طبیعت و کمال آن و کمال خواهی انسانی را می توان شناسایی کرد. در اندیشه یلدای ایرانی ، شب آغاز دی شبی است که خورشید متولد می شود و پس از پایان چهله بزرگ از قنداق کودکی بیرون می آید ( این را بنگرید با مساله چهله شویی کودکان ) و در چهله کوچک که تا دهم اسفند ادامه می یابد خورشید خود را برای فعالیت آماده می سازد ، از این رو در پس ابرها به گرم کردن زمین مشغول می شود و می بینیم که زمین گرم می شود و روح در تن درختان دمیده می شود. از این رو ست که می توان درخت کاشت تا زمین جان خود را به گیاهان منتقل کند . در آغاز بهار است که خورشید پس از کمال خود و زمین بر فراز می آید و خود را چنان که طبیعت می خواهد بر آن عرضه می کند و گل و گیاه به وجد و ترانه می آید و همان خورشید بهاری شادان و با طراوت سر بر می آورد.
میان این شب یلدای ایرانی که شب میلاد خورشید است؛ (زیرا که واژه یلدای آرامی به معنای میلاد و تولد است که از آن واژه عربی ولد و یولد گرفته شده است و از نظر ساختار زبانی یکی هستند.) و شب میلاد مسیح که خورشید حقیقت انسانی است نوعی تناسب کمالی را می توان یافت.
در عید دیگر مسیحیان نیز چنین تناسبی میان کمال خواهی می توان یافت. تعطیلی مسیحیان روز یک شنبه است و بر خلاف یهودیان آنان شنبه را تعطیل نمی کنند ، هر چند که مسیحیان چون یهودیان بر این باورند که خداوند در روز شنبه پس از ساخت و پرداخت جهان آفرینش به استراحت پرداخت و آن روز را تعطیل کرد که این هم نوعی کمال طبیعت را می نمایاند و ارتباط جشن تعطیلی هفتگی را با طبیعت و کمال آن نشان می دهد؛ با این همه مسیحیان روز یک شنبه را تعطیل کردند ؛ زیرا بر این باورند که در این روز است که خداوند به خواهش حواریون و انصار مسیح (ع) مائده و سفره آسمانی را بر ایشان گستراند و این گویا رسیدن کمال حواریون نسبت به صداقت و حقانیت مسیح است و این که آن حضرت (ع) پیامبر خداوند است. این رسیدن به کمال موجب شده است که آنان جشن یک شنبه را به عنوان عید کمالی داشته باشند و آن روز را ارج نهند. [۱] ( البته بماند که این خود نوعی ایجاد تمایز فرهنگی میان دو فرهنگ یهودی و مسیحی است تا دوفرهنگ به شکل نمادها نیز از یک دیگر باز شناسانده شود.
در عید فطر و نیز عید قربان و دیگر اعیاد مذهبی چون عید غدیر خم و شعبان نیز این کمال خواهی و کمال جویی را می توان یافت. در همه این اعیاد نوعی ارتباط تنگاتنگ میان روز عید و مساله کمال را می توان شناسایی و ردگیری کرد. عید فطر روز بلوغ و رهایی انسان از دام دنیا و رسیدن به تقواست و آدمی به این امید که به کمال مطلوب خود یعنی تقوای الهی رسیده آن روز را جشن می گیرد؛ زیرا قرآن درباره هدف وجوب روزه ماه رمضان می فرماید: کتب علیکم االصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون ؛ بر شما همانند گذشتگان روزه نوشته و فرض شد تا شاید تقوا پیشه گیرد. روز عید فطر روز جشن و رسیدن به کمال روزه یعنی تقواست.
روز عید قربان نیز روز کمال دیگری است . در این روز حاجیان پس از مناسک و آیین های حج به قربانگاه می روند تا شادی و سرور خود را از هماهنگی با جهان هستی و رسیدن به توحید صرف و محض جشن بگیرند. این زمانی است خود را در مشعر و روز حشر آدمی در قیامت یافته و در عرفات معرفت به توحید رسیده و در منی به آروزها و منایای خود دست یافته و در مسلخ عشق خود را به نیابت از همه عشق ورزان به قربانگاه می برند.
گستره معنایی عید در قرآن
در قرآن کریم به صورت صریح تنها یک بار کلمه عید به کار رفته است ولى به صورت اشاره و ضمنى آیاتى از قرآن به این مسأله اشاره دارد. خداوند در باره درخواست حواریون این واژه را به معنایی که ما امروز از این واژه می فهمیم به کار برده است : «قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَآ أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئدَةً مِّنَ السَّمَآءِ تَکُونُ لَنَا عیدا ؛ خداوند ]دعاى او را مستجاب کرد و[ گفت: من آنرا بر شما نازل مى کنم ولى هر کس از شما بعد از آن کافر گردد ]و راه انکار پوید[ او را چنان مجازات مى کنم که احدى از جهانیان را نکرده باشم»
عید در لغت از ماده «عود» به معناى بازگشت گرفته شده است . از کاربرد های این واژه می توان دریافت که چون اصالت در آفرینش کمال و کمال خواهی و بازگشت و رجوع به آن است ، مراد از عود ، بازگشت به کمال است. پس هرگاه انسان و یا طبیعت به جایگاه و اصل خود بازگشت آن روز ، روزی است که می توان از آن به عید تعبیر و یاد کرد. از این روست که به روزهایى که مشکلاتی از قوم و جمعیتى برطرف مى شود و یا پیروزى ها و راحتى هاى نخستین باز می گردند آن روز را عید گرفته و شادی بازگشت خود را جشن می گیرند. چنان که گفته شد در اعیاد اسلامى به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان انسان باز مى گردد و آلودگى ها که بر خلاف فطرت است از میان مى رود، عید گفته شده است و از آنجا که روز نزول مائده بر حواریون روز بازگشت به پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است حضرت مسیح آن را «عید» نامیده است. و چنان که در روایات آمده نزول مائده آسمانى در روز یکشنبه بوده و شاید یکى از علل احترام روز یکشنبه در نزد مسیحیان نیز همین امر باشد.
عید به این معنا در حقیقت بیانگر خودسازی انسان نیز است ؛ زیرا کسانی که به نوعی با خودسازى توانسته اند به کمال خود بازگردند و با اصل خود ارتباط بر قرارکنند به شادی و سرور می پردازند. به قول مولوی رومی هر کسی چون دور ماند از اصل خویش ؛ باز جوید روزگار وصل خویش. این بازجویی روزگار وصل در شکل و قالب خودسازی خود را نشان می دهد و کسی که خودسازی می کند در جستجوی بازگشت به اصل خود حرکت می کند و هر گاه این احساس را در خود می یابد که به آن سو حرکت کرده است ، شاد و مسرور می شود که می تواند به اصل خود بازگردد و کمال لایق را دریابد. در اعیاد مذهبی مساله بازگشت به اصل از طریق خودسازی بارها و بارها مورد تاکید قرار می گیرد تا انسان به فراموشی دچار نشود و از راه دور نگردد. در نماز عید قربان و فطر به خواندن سوره هایى توصیه شده است که سالم سازى درون و تزکیه روح در آن سخت مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. در رکعت اول نماز عید، توصیه شده است که سوره اعلى خوانده شود که در آن به نکات مهمى براى سازندگى انسان اشاره شده است از جمله خداوند مى فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّى;[۲] به یقین کسى که پاکى جُست ]و درون خود را تزکیه کرد[ رستگار شد»
تزکیه به معناى نموّ و رشد دادن نفس با خیرات[۳] است. و سپس این واژه به معناى تطهیر و پاک کردن نیز آمده است. شاید به این مناسبت که پاک سازى از آلودگى ها و سالم سازى ریشه ها سبب رشد و نمو است. و در این آیه ممکن است هر دو مورد نظر باشد در رکعت دوم نماز عید توصیه شده است که سوره «شمس» خوانده شود، که در این سوره تأکید بر خودسازى و سالم سازى درون با بیشترین تأکید ممکن مطرح شده است خداوند در این سوره بعد از ۱۱ قسم مى فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّهَا; به راستى هر کس نفس خویش را پاک و تزکیه کرد رستگار شده [۱]. (صدوق، من لایحضره الفقیه، بیروت، دار الاضواء، چاپ سوم ۱۴۱۳، ج ۱، ص ۴۳۶٫)
و در روایات علاوه بر طهارت باطنى و تزکیه به طهارت ظاهرى نیز توصیه شده است. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «کسى که روز عید نمى تواند در جماعت مردم شرکت کند، پس غسل کند و خود را خوشبو کند و به تنهایى نماز بخواند; همان طور که در جماعت مى خواند.»[۴]
گردهم آیی و آراستگی
یکی از اشکال بازنمایی شادی و تجسم بخشی به نشاط درونی رسیدن به کمال و یا در راه قرار گرفتن و آغاز رفتن و بازگشتن ، توجه و اهتمام به آراستگی و زینت ظاهری است. انسان به طور طبیعی دوست می دارد که شادی خود را به نمایش بگذارد و دیگران را در شادی خود همراه گرداند. از این رو گرایش عمومی و طبیعی در اعیاد و شادی ها گردهم آیی و جمع شدن است. از این روست که مردم در اعیاد به گردهم آیی علاقه مند هستند و می کوشند با هم به شادی و سرور بپردازند.
برای این که بتوانند در فضایی باز و در آرامش و آسایش و به دور از هرج و مرج به شادی و دست کوبی بپردازند به دشت و صحرا می روند که فضای آزادتری را برای ایشان فراهم می آورد. در همه اعیاد مذهبی می توان رفتن به صحرا و گردهم آیی را شناسایی و ردگیری کرد.
هم چنین انسان به طور طبیعی گرایش به زیبایی ظاهری دارد. او نیز می خواهد همانند طبعیت خود را بیاراید و از رنگ های متنوع چون گل ها و برگ ها استفاده کند . آراستگی به لباس ها و گل های زیبا در روزهای عید به اوج خود می رسد ؛ چنان که شادی و سرور نیز در این روزها چنین است. از قرآن به کمک روایات استفاده مى شود جهت اظهار نشاط و شادى هر آنچه جزء زینت هاى حلال است مورد استفاده قرار گیرد از جمله لباس زیبا، قرآن کریم در این رابطه مى فرماید: «یَـبَنِىءَادَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِد وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ;[۵] اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید; و ]از نعمت هاى الهى[ بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید»
امام باقر(علیه السلام) در مورد این آیه فرمود: «یعنى لباس هایى را که به آن ها خود را زینت مى کنید در روزهاى عید و جمعه براى نماز بپوشید.»[۶]
امام زین العابدین(علیه السلام) فرمود: «همه شما باید در روز عید زینت و غسل و آرایش کنید و از دعاهاى وارد شده آن روز به قدر توان بخوانید و مبادا کارى کنید که چهره ظاهرى شما زیبا و عمل شما زشت باشد.»[۷]
نگاهی گذرا به عید در روایات
در روایات مطالب نغز و دلکشى درباره عید آمده که طرح و بیان تفصیلى آن باعث طولانى شدن مقال مى شود، آنچه مى توان گفت فقط فهرستى از برخى مطالب و آثارى است مربوط به عید.
۱ـ چه روزى عید است؟ در این بخش بیان هاى مختلفى آمده است، گاه برخى ایام خاص را به عنوان عید یاد نموده از جمله در روایتى مى خوانیم: «عیدها چهار تا است، فطر و قربان و غدیر و روز جمعه»[۸]
على(علیه السلام) فرمود: «و هر روز که خدا نافرمانى نشود عید است»[۹] چرا که روح آلوده نشده و در نتیجه شادابى و طراوت ریشه دار است. نه تصنعى و ظاهرى که متأسفانه امروزه رسم بر این شده که برخى با درون آلوده و روح فاسد شده، با تبسّم و لبخند ظاهرى مى خواهند اظهار شادى و نشاط نمایند» در روایت پیش گفته از امام زین العابدین(علیه السلام)خواندیم که فرمود: «مبادا کارى کنید که چهره ظاهرى شما زیبا و عمل شما زشت باشد»
از این روایت مى توان استفاده کرد که انسان مى تواند به گونه اى عمل نماید که هر روزش عید باشد، و گاه همین معنى با صراحت در کلام معصومان(علیهم السلام) آمده، چنان که على(علیه السلام) فرمود: «امروز براى ما عید است و فردا براى ما عید است و هر روزى که خدا را در آن روز معصیت نکنیم آن روز براى ما عید است»[۱۰]
۲ـ برخى وظائف روز عید: گذشته از طهارت و زینت ظاهرى و شرکت در نماز عید و دادن زکات فطره در عید فطر، و یا انجام قربانى در عید قربان به امورى توصیه شده است. که به برخى از آن ها اشاره مى شود:
یک: شادى و خوشحالى: چون روز عید روز گرفتن پاداش و جایزه است جا دارد انسان خوشحال و با نشاط باشد، لذا در روایت آمده وقتى روز عید فرا مى رسد منادى ندا مى دهد «اى مؤمنان به سوى جایزه هایتان بشتابید»[۱۱] در روایت دیگر مى خوانیم که «به سوى پروردگار بخشنده بشتابید که ]پاداش[ زیاد عطا مى کند و ]گناهان[ بزرگ را مى بخشد» این پاداش هم در عید قربان است و هم عید فطر.
دو: تکبیر و تهلیل گفتن: در اجتماعات، و نماز جماعت صداى تکبیر و تهلیل به گوش برسد، لذا پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)فرمود: «عیدهاى خود را با تکبیر زینت دهید.»[۱۲] در جاى دیگر فرمود: «دو عید ]فطر و قربان[ را با تهلیل ]لا اِله اِلاّ اللّه[، تکبیر، ]الله اکبر[، تحمید ]الحمدللّه [و تقدیس ]سبحان الله[ زینت دهید»[۱۳] و خود حضرت همین گونه عمل مى کرد و در روز عید قربان و فطر در حالى از منزل خارج مى شد که صدایش را به تکبیر بلند مى کرد.»
سه: تقسیم کردن شادى ها: در این روز به نشاط و شادى خود بسنده نکنیم سعى کنیم شادى هایمان را بین دیگران تقسیم کنیم، امامان معصوم(علیهم السلام)، تلاش داشتند سرور و شادى روز عید را به شکل هاى مختلف به دیگران انتقال دهند مثلاً در شب و روز عید برده ها را آزاد مى کردند[۱۴] و ما مى توانیم با کمک به دیگران رفع گرفتارى هاى آنانو…دل شکسته اى را شاد کنیم و غمدیده اى را با نشاط.
چهار: بازدید و زیارت: همان گونه که در تمام اعیاد متداول است که مسلمانان دید و باز دید دارند و صله ارحام انجام مى دهند در عید قربان نیز این سنت حسنه مراعات شود و همین طور به زیارت امامان معصوم(علیهم السلام) رفتن مخصوصاً زیارت امام حسین(علیه السلام) زیاد سفارش شده است.[۱۵]
از آنچه گفته شد بخوبى استفاده مى شود که اعیاد اسلامى بویژه عید قربان در واقع جشن خودسازى و درون سازى است و جشن قربانى کردن هوس در ابعاد مختلف و پى آمد خودسازى نیز طهارت ظاهرى، ذکر زبانى، تقسیم شادى ها، و زیارت و خدمت پاکان و بزرگان نمودن خواهد بود.
عید نوروز
با آن چه گذشت می توان به مساله عید نوروز از دیدگاه قرآن و روایت به شکل دیگری نگریست. عید نوروز در بردارنده بسیاری از نشانه های اعیاد مذهبی و دینی است. از سوی در آن نمایشی از کمال جویی و کمال خواهی انسان و هماهنگ و سازواری با طبیعت را می توان یافت و هم نشانه های از رستاخیز و تاکید بر باورهای اصولی و اساسی دین چون معاد و دوباره زنده شدن انسان چون طبیعت را که خداوند در قرآن از آن یاد کرده است و بیان داشته است که اگر در رستاخیز شک و تردید دارید بنگرید که چگونه ما زمین مرده را در بهار زنده می کنیم و گیاهان را می رویانیم .
از دیگر ویژگی ها نوروز می توان به مساله دید و بازدید و صله رحم اشاره داشت که امری مهم و وظیفه اسلامی و انسانی و عاملی مهم برای جامعه پذیری ، فرهنگ سازی و تبادل و تعاملات فرهنگی می باشد. همبستگی اجتماعی و امت سازی را تقویت می کند و ریشه سست شده برادری و اخوت را دوباره استوار و محکم می سازد.
نمایش از شادی و سرور است و تجسمی از کمال خواهی و زیباجویی انسان می باشد. کودکان را با طبیعت و انسان را با محیط زیست آشتی می دهد و ارزش و اهمیت جهان و محیط زیست و درخت و درخت کاری را باز می شناساند.
عید نوروز، عیدی سرشار از حرکت و جوشش و کوشش و محبت و عشق و بازگشت و خودسازی و دیگرسازی و جامعه و امت سازی است. باشد که آن را قدر بدانیم و در حفظ آیین های ارزشی و اصولی آن کوشا باشیم .
پانویس
[۱]. ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ش، ج ۵، ص ۱۳۱٫
[۲]. اعلى/ ۱۴٫
[۳]. راغب اصفهانى، المفردات، تهران، دفتر نشر الکتاب، دوم، ص ۲۱۳٫
[۴]. حر عاملى، وسائل الشیعه، دار احیاء التراث، ج ۵، ص ۱۱۵٫
[۵]. اعراف/ ۳۱٫
[۶]. وسائل الشیعه، همان، ج ۵، ص ۱۵٫
[۷]. میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ج ۶، ص ۱۵۰، حدیث ۶۶۷۰/ ۳٫
[۸]. بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۷۶ ;ج ۸۹، ص ۲۷۶ و ج ۹۸، ص ۳۵۱٫
[۹]. نهج البلاغه، همان، حکمت ۴۲۸٫
[۱۰]. مستدرک الوسائل، همان، ص ۱۵۴، روایت ۶۶۸۰/ ۸٫
[۱۱]. مستدرک الوسائل، همان، ص ۱۵۴، روایت ۶۶۷۸/ ۷٫
[۱۲]. کنز العمّال، حدیث ۲۴۰۹۴ و ۲۴۰۹۵٫
[۱۳]. بحارالانوار، همان، ج ۹۱، ص ۱۱۸٫
[۱۴]. همان، ج ۹۸، ص ۱۸۸٫
[۱۵]. همان، ج ۱۰۱، ص ۱۰۰٫


+ نوشته شده دردوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 8:23توسط مدرسین قرآن |

هفت سین تا بهشت

از تعاریف مشهورى که جامعه شناسى و روان شناسى از انسان ارائه مى دهد "حیوان نمادساز" است. نماد کلیه علایم وضعى و قراردادى است که انسان ها در قالب آن ها با همدیگر در ارتباط عاطفى و ذهنى قرار مى گیرند و محتویات باطنى خویش را به یکدیگر انتقال مى دهند و از این طریق بر رفتار و منش هم تأثیر مى گذارند. نمادها اغلب جنبه ذهنى و انتزاعى دارند و هرکسى در جریان زندگى از طفولیت به تدریج آن ها را مى شناسد و در خود درون فکن مى کند تا حدى که آن نمادها به اجزاى ذهنى و معنوى شخصیت او مبدل مى شوند، به طورى که هر نوع فعالیت ذهنى و تصورات عقلى و تفکر و تخیل به کمک نمادها و سمبل ها انجام مى پذیرد.

ایرانیان با فرهنگی چندهزارساله در بهره برداری از مقوله نمادسازی فوق العاده توانمند هستند. یکی از صحنه های بروز این توانمندی پایان سال شمسی و آغاز سال شمسی دیگر است که ایرانیان آن را با نام جهانی "نوروز" جشن می گیرند. از جمله ملاحظات مهم در این جشن سراسری بکارگیری نمادهایی با نام "هفت سین" است تا آنجا که کمتر خانه ایرانی است که درآن سفره ای رنگارنگ با این هفت سین پهن نشود.

همین موضوع بهانه ای است تا شایسته باشد در آستانه سال جدید و در کنار هفت سین کهن ایرانی، " هفت سین نورانی" از سفره قرآن کریم را مرور کنیم.

هفت سین قرآنی کدامند؟

« مسبّحات » جمع « مُسبّح » و از مصدر « تسبیح » به معنای تسبیح کنندگان است. تسبیح یعنی تنزیه و تقدیس خدای متعال از تمام عیوب و کاستی ها و از هر چیزی که لازمه آن عجز و نیاز مادّی و جسمانی بودن است . هفت سوره از سوره های قرآن کریم با مشتقّات کلمه « سبحان » شروع می شود که عبارتند از : اسراء ، حدید ، حشر ، صفّ ، جمعه ، تغابن ، اعلی. اهمیت این سوره‏ها تا بدان جاست که رسول خداصلى الله علیه وآله هر شب قبل از خواب آنها را مى‏خواندند. (ماهنامه پاسدار اسلام، اسفندماه 75، ص 7) البته برخی مانند نویسنده تفسیر نمونه بر این باورند که : " مسبحات سوره هائى است که با سبح لله یا یسبح لله آغاز مى شود و آن پنج سوره است: سوره حدید، حشر، صف جمعه و تغابن ". که البته در این گفتار به قول 7 سوره استناد می شود.

قاری مسبحات از زبان باقرالعلوم

جابر از امام باقر علیه السلام در فضیلت سوره های مسبّحات (سوره هایی که با کلمه سبح یا یسبح شروع می شود) روایت کرده است: هر کس همه سوره های مسبّحات را قرائت کند پیش از آن که بمیرد حضرت قائم علیه السلام را درک می کند و اگر بمیرد در جوار رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم خواهد بود. ( 1. ثواب الاعمال ص148)

فضیلت مسبحات

به منظور تشویق و ترغیب معنوی برای قرائت این هفت سوره نورانی، به بیان برخی فضایل و پاداش های ویژه قرائت این سور به نقل از دو تفسیر مجمع البیان و نمونه پرداخته می شود. البته باید دانسته شود که " پاداشها و فضیلتهائى که براى سوره هاى قرآن بیان شده هرگز براى خواندن تنها نیست ، بلکه خواندنى است که توأ م با تفکر و اندیشه ، و سپس الهام گرفتن براى عمل بوده باشد. مخصوصا در یکى از همین روایات مربوط به فضیلت این سوره میخوانیم فرق قلبه عند ذکر الوالدین : کسى که این سوره را بخواند و به هنگامى که به توصیه هاى خداوند در ارتباط با پدر و مادر در این سوره میرسد، عواطف او تحریک گردد و احساس محبت بیشتر نسبت به پدر و مادر کند داراى چنان پاداشى است . بنابراین الفاظ قرآن هر چند بلاشک محترم و پر ارزش است ، ولى این الفاظ مقدمه اى است براى معانى و معانى مقدمه اى است براى عمل. "

1- سوره مبارکه اسراء

از پیامبر گرامى آورده‏اند که فرمود: من قرأ سورة بنی اسرائیل فرقّ قلبه عند ذکر الوالدین اعطی فی الجنة قنطارین من الاجر... هر کس سوره بنى اسرائیل را تلاوت کند، و به هنگام خواندن آیه‏اى که سفارش نیکى به پدر و مادر مى‏نماید، دلش نرم گردد و عواطف انسانى او بجوشد، در بهشت پر طراوت و زیبا به او پاداشى ارزانى مى‏گردد که برابر دو هزار و چهار صد پیمانه است و هر پیمانه‏اى از آن از همه دنیا و نعمت‏هاى آن بهتر و ارزشمندتر است.

2- سوره مبارکه حدید

در مورد فضیلت و برترى این سوره مبارکه و پاداش پرشکوه تلاوت شایسته و بایسته آن روایات رسیده دلگرم‏ کننده و انگیزاننده است:

1 - از پیامبر گرامى آورده‏اند که فرمود: من قرأ سورة الحدید کتب من الّذین آمنوا بالله و رسوله. کسى که سوره «حدید» را تلاوت کند، از کسانى به شمار خواهد آمد، و در ردیف کسانى نامش نوشته خواهد شد، که به خدا و پیام‏آورش ایمان آورده‏اند.

2 - پیامبر هر شب پیش از آن که سر بر بالش نهد و بخوابد، سوره‏هایى را که با «سبّح» و «یسبح» آغاز مى‏گردد، همه را تلاوت مى‏کرد و مى‏فرمود: انّ فیهن آیة افضل من الف آیة. در این سوره ها، آیه‏اى است که از هزار آیه برتر است.

3- از حضرت صادق آورده‏اند که فرمود: من قرأ سورة الحدید و المجادلة فى صلاة الفریضة و ادمنها لم یعذبه الله حتى یموت ابداً و لایرى فى نفسه و لا فى اهله سوءً ابداً و لا خصاصة فى بدنه. هر کس سوره «حدید» و «مجادله» را در نمازهاى واجب خویش بخواند و تلاوت آن را ادامه دهد، خداى هرگز او را عذاب نخواهد کرد تا بمیرد و در خود و خاندانش هرگز بدى نخواهد دید، و به هیچ بیمارى گرفتار نخواهد شد.

3- سوره مبارکه حشر

1- پیامبر گرامى در فضیلت این سوره و پاداش تلاوت آن فرمودند: من قرأ سورة الحشر لم یبق جنة و لا نار و لا عرش و لا کرسى و لا الحجب و لا السموات السبع و لا الارضون السبع و الهوام و الریاح و الطیر و الشجر و الدواب و الشمس و القمر و الملائکة الاّ صلوا علیه، و استغفروا له، و ان مات من یومه او لیلته مات شهیداً. هر کس سوره حشر را آن گونه که باید، براى آگاهى و خودسازى بخواند، تمام بهشت و دوزخ، عرش و کرسى، حجاب‏ها و آسمان‏ها، زمین‏هاى هفت‏گانه، حشرات، بادها، پرندگان، جنبندگان، گیاهان، درختان، خورشید، ماه، فرشتگان و کروبیان بر او درود مى‏فرستند و براى او آمرزش مى‏طلبند، و اگر در آن روز یا آن شبى که این سوره مبارکه را تلاوت کرده است، جهان را بدرود گوید، شهید از دنیا رفته است.

2 - و نیز از امام صادق آورده‏اند که فرمود: من قرأ اذا امسى «الرحمن» و «الحشر» و کل‏الله بداره ملکاً شاهراً سیفه حتى یصبح. کسى که سوره «رحمان» و «حشر» را به هنگامه غروب خورشید تلاوت کند، خدا فرشته‏اى را با شمشیر برهنه و آماده، مسئول حفاظت خانه وى مى‏سازد.

4- سوره مبارکه صف

1 - از پیامبر گرامى آورده‏اند که در پاداش تلاوت این سوره فرمود: مَنْ قراء سورة عیسى کان عیسى مُصلیاً علیه، مُستغفراً له مادام فى الدنیا و هو یوم القیامة رفیقه. کسى که سوره «عیسى» را با ایمان و اخلاص و براى آگاهى و عمل شایسته تلاوت کند، آن حضرت بر چنین کسى درود مى‏فرستد و تا در دنیا زندگى مى‏کند براى او از بارگاه خدا آمرزش مى‏خواهد و در روز رستاخیز نیز دوست و رفیق او خواهد بود.

2 - و نیز از حضرت باقر آورده‏اند که فرمود: من قراء سورة الصّف و أد من قرائتها فى فرائضه و نوافله صفه الله مع ملائکته و انبیائه المرسلین. هر کس سوره مبارکه «صف» را براى آگاهى و عمل تلاوت کند، و در نمازهاى واجب و مستحب به خواندن آن ادامه دهد، خداى فرزانه او را در صف فرشتگان و پیام‏آوران جاى مى‏دهد.

5- سوره مبارکه جمعه

پاداش تلاوت آن‏ در پاداش تلاوت این سوره مبارکه روایات نویدبخشى رسیده است و در فضیلت تلاوت این سوره روایات بسیارى وارد شده ، چه مستقلا و یا در ضمن نمازهاى یومیه:

1 - از پیامبر گرامى آورده‏اند که فرمود: و مَنْ قَراء سورة الجمعة اعطى عشر حسنات بعدد من اتى الجمعة، و بعدد من لم یأتها فى أمصارِ المسلمین. هر کس سوره جمعه را آگاهانه و با اخلاص براى آموزش و عمل تلاوت کند، خدا به شمار همه کسانى که در تمامى قلمرو اسلام در نماز جمعه شرکت مى‏کنند و کسانى که شرکت نمى‏جویند، به او ده پاداش ارزانى مى‏دارد.

2 - از ششمین امام نور، حضرت صادق آورده‏اند که فرمود: من الواجب على کلّ مؤمن اذا کان لنا شیعة ان یقرأ فى لیلة الجمعة بالجمعة وسبح اسم ربک... و فى صلوة الظّهر بالجمعة و المنافقین، فاذا فعل فکأنما یعمل عمل رسول الله، و کان ثوابه و جزائه على الله الجنة. بر هر انسان توحیدگرا و باایمانى از شیعیان و رهروان راه ما خاندان رسالت، لازم است که در شب جمعه، سوره «جمعه» و سوره «سبح اسم» را بخواند و ظهر جمعه، سوره «جمعه» و «منافقین» را تلاوت کند. و هنگامى که چنین کند، چنان است که گویى کار پیامبر خدا را انجام داده و پاداش و ثواب او از بارگاه خدا، بهشت پرطراوت و زیباى خداست که به او ارزانى خواهد شد. ( با این که عدول از سوره توحید و " قل یا ایها الکافرون” به سوره هاى دیگر در قرائت نماز جائز نیست این مساءله در خصوص نماز جمعه استثنا شده است و عدول از آنها به سوره "جمعه” و "منافقین” جایز بلکه مستحب شمرده است . و اینها همه نشانه اهمیت فوق العاده این سوره قرآن مجید است .)

6- سوره مبارکه تغابن

1 - از پیامبر گرامى آورده‏اند که فرمود: و مَنْ قرأ سورة التغابن، دفع عنه موت الفجأة. هر کس سوره «تغابن» را تلاوت کند و در معارف و مفاهیم آن براى راهیابى به سوى حق و درست‏اندیشى و عملکرد شایسته بیندیشد، مرگ ناگهانى از او دور مى‏گردد.

2 - و از حضرت صادق آورده‏اند که فرمود: مَنْ قرأ سورة التغابن فى فریضته، کان شفیعة له یوم القیامة و شاهد عدل عند من یجیز شهادتها ثم لاتفارقه حتى یدخل الجنة. کسى که سوره «تغابن» را در نماز فریضه‏اش بخواند، این سوره در روز رستاخیز شفیع او خواهد شد، و در نزد کسى که شفاعت او را مى‏پذیرد و به آن اجازه شفاعت مى‏دهد، گواه عادلى به سود او خواهد بود و از او جدا نمى‏گردد تا به بهشت درآید.

7- سوره مبارکه اعلی

1-پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من قرأها اعطاه‏اللَّه عشر حسنات بعدد کل حرف انزل‏اللَّه على ابراهیم و موسى و محمد(صلی الله علیه و آله) هر کس سوره «اعلى‏» را بخواند، خدا به شمار هر حرفى که بر ابراهیم و موسى و محمد( صلی الله علیه و آله) فرو فرستاده‏است ، ده پاداش به او ارزانى خواهد داشت.

2-از امیرمؤمنان آورده‏اند که: پیامبر گرامى این سوره را بسیار دوست مى‏داشت، و کسى که نخستین بار با واژه‏هاى آغازین‏آیه این سوره خدا را ستود، میکائیل بود...

3- نیز در روایت آورده‏اند که: پیامبر و امیرمؤمنان و برخى از یاران به هنگام تلاوت نخستین آیه این سوره، این فرمان را به جان خریده و مى‏گفتند: «سبحان ربى الاعلى‏» و ذات بى‏همتاى او را ستایش مى‏نمودند.

4- و پاره‏اى آورده‏اند که: هر کس این سوره را تلاوت کرد باید با اقتداى به پیامبر همان گونه خدا را بستاید و بگوید: «سبحان ربى الأعلى».

5- از حضرت صادق آورده‏اند که فرمود: من قرأ سبح اسم ربک الأعلى فى فریضة او نافلة قیل له یوم القیامة ادخل الجنة من اى ابواب الجنة شئت ان شاءاللَّه. هر کس سوره «اعلى‏» را در نماز واجب و یا نافله‏اش بخواند، در روز رستاخیز به او ندا مى‏رسد که: از هر در بهشت که مى‏خواهى وارد شو.

6- یکى از یاران امیرمؤمنان در فضیلت این سوره آورده است که: من بیست شب به امامت على (علیه السلام) نماز خواندم، و آن حضرت در همه نمازها سوره «اعلى‏» را خواند. و آن‏گاه فرمود: لو یعلمون ما فیها لقرأها الرجّل کل یوم عشرین مرة، و انّ من قرأها فکانما قرأ صحف موسى و ابراهیم الذّى و فى‏. اگر مردم مى‏دانستند که تلاوت این سوره چه پاداش پر شکوهى دارد، آن‏گاه است که هر کدام از شما روزى بیست مرتبه آن را تلاوت مى‏نمود. و بدانید که هر کس این سوره را تلاوت کند، بسان آن است که کتاب‏هاى موسى و ابراهیم را - که به عهد خود با خدا وفا کرد - خوانده است.

7- و نیز آورده‏اند که: با فرود آیه «فسبح باسم ربک العظیم»، پیامبر فرمود: این آیه را در رکوع نمازهاى خود بخوانید؛ و آن‏گاه که آیه مورد بحث فرود آمد، فرمود: این آیه را هم در سجده نمازهاى خود بخوانید.

ذکر یک داستان لطیف

مرحوم شیخ حسن علی اصفهانی فرمودند: من با قدرت زیادی برای توفیق تشرّف به پیشگاه حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه تلاش کردم و در این راه ذکر و دعا و توسّلی که بلد بودم فرو نگذاشتم ولی توفیق حاصل نشد، شبی در عالم رؤیا به من گفته شد: شما در این راه موفق نخواهید شد، زیرا فلان صفت در شما هست، تا این صفت را داشته باشید لیاقت دیدار کعبه مقصود را نخواهید داشت،‌ چون بیدار شدم توبه و انابه کردم و برای اصلاح خویشتن هر روز چند ساعت در حجره را می‎بستم و مشغول تلاوت قرآن می‎شدم، بعدها به نظرم رسید که این مدت را در خارج شهر و در فضای آزاد در محضر قرآن باشم و لذا مدّتی طولانی همه روزه به صحرا می‎رفتم و ساعتها در محضر قرآن بودم و تلاش می‎کردم که قرآن را با تدبیرو تعقّل تلاوت کنم و اعمال و عقاید خود را با آن تطبیق نمایم.

روزی مشغول تلاوت قرآن بودم، صدائی شنیدم که به من گفت: «تا چهل روز هر روز مسبّحات را بخوان و شبهای جمعه سوره‌ مبارکه اسراء را بخوان،‌ بعد از چهل روز من می‎آیم و تو را به محضر شریف حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه می‎برم.

«مسبّحات» عبارتند از سوره‎هایی که با «سبح» «یسبح» «سبحان» آغاز می‎شوند و آنها عبارتند از سوره‎های - اسراء و حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن، اعلی.

امام باقر ( علیه السلام )‌ می‎فرمایند: هر کس شبها پیش از آنکه بخوابد همه مسبّحات را بخواند نمی‎میرد، جز اینکه حضرت قائم (علیه السلام ) را درک کند و اگر قبل از ظهور آن حضرت بمیرد در بهشت همسایه حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله) می‎شود، و در مورد سوره اسراء‌ را نیز امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند: هر کس هر شب جمعه سوره اسراء را بخواند نمی‎میرد جز اینکه حضرت قائم ( علیه السلام ) را درک کند و از یاران او باشد.

شیخ حسن علی اصفهانی می‎گوید: تا چهل روز هر روز مسبّحات را خواندم و شبهای جمعه سوره اسراء را خواندم، روز چهلم آن شخص آمد و گفت:‌ بیا.

مقداری راه رفتم به دره‎ای رسیدم در سرازیری دره به من گفت: من راهنما بودم من می‎روم هنگامی که تو به آخر دره برسی وجود مقدس حضرت کعبه مقصود را بر فراز تپه خواهی دید.

چیزی نگذشت وجود مقدّس حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه را در هاله‎ای از نور بر فراز تپه دیدم، فرمودند: اگر بخواهی یکبار دیگر مرا ببینی وعده من و شما در حرم مطهّر جدّ بزرگوارم علی بن موسی الرضا ( علیه السلام )، این را فرمودند و از چشمم غایب شد، مدتها گریستم و مهیّای سفر شدم، در مدت چهل روز خودم را به مشهد مقدس رسانیدم، غسل کردم و وارد حرم شدم، کعبه مقصودم را باز در بالای سر امام رضا ( علیه السلام ) دیدار کردم حضرت فرمودند: وعده من و شما در حرک مطهر جدّ بزرگوارم «امام» حسین ( علیه السلام ) این را فرمودند و از چشمم غایب شدند،‌ شروع کردم به سر و صورت خود زدن، جمعیتی در اطراف من گرد آمدند که چه شده؟ به هر شکلی بود بر خودم مسلط شدم و از میان جمعیت بیرون رفتم، 10 روز در مشهد اقامت نمودم و سپس راهی عتبات عالیات شدم.

دو ماه در راه بودم و بعد از دو ماه به سرزمین مقدس کربلا رسیدم، غسل کردم، وارد حرم حسینی شدم، خورشید امامت را در حرم امام حسین ( علیه السلام ) زیارت کردم و خود را بر قدمهای مبارکش انداختم.

حضرت فرمودند: شیخ حسن حاجتت چیست؟
گفتم: آقا آنچه من فقط از شما می‎خواهم این است که هر کجا باشم بتوانم شما را زیارت کنم، فرمودند: هر وقت خواستی مرا زیارت کنی آیات آخر سوره مبارکه حشر را با دعای عهد بخوان،‌ این آیه‎ها عبارتند از آیه «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ» تا آخر سوره حشر از آیه 21 الی 24 و دعای عهد عبارت است از دعای «اَلّلهُمَّ رَبِّ النُّورِ الْعَظیم» که محدث قمی در اواخر مفاتیح آورده است.

هفت سین دیگر

فهرست دیگری که از هفت سین قرآنی می توان معرفی کرد 7 آیه نورانی از قرآن کریم هستند که با عبارت " سلام" آغاز شده اند و آن آیات عبارتند از : 1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58) 2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79) 3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109) 4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120) 5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130) 6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73) 7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)

+ نوشته شده دریکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 14:14توسط مدرسین قرآن |

میلاد پیامبر مهربانی مبارک باد


زمين و آسمان " مكه " آن شب نورباران بود

و موج عطر گل در پرنيان باد مي پيچيد -

اميد زندگي در جان موجودات مي جوشيد -

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

شبي مرموز و رويايي -

به شهر " مكه " مهد پاكجانان دختر مهتاب مي خنديد

شبانگه ساحت " ام القري " در خواب مي خنديد

ز باغ آسمان نيلگون صاف و مهتابي -

دمادم بس ستاره مي شكفت و آسمان پولك نشان مي شد

صداي حمد و تهليل شباويزان خوش آهنگ -

به سوي كهكشان ميشد.

*****

دل سياره ها در آسمان حال تپيدن داشت -

و دست باغبان آفرينش در چنان حالت -

سر " گل آفريدن " داشت.

*****

شگفتيخانه ي " ام القري " در انتظار رويدادي بود

شب جهل و ستمكاري -

به اميد طلوع بامدادي بود.

سراسر دستگاه آفرينش اضطرابي داشت

و نبض كائنات از انتظاري دم به دم مي زد

همه سياره ها در گوش هم آهسته مي گفتند

كه: امشب نيمه شب خورشيد مي تابد

ز شرق آفرينش اختر اميد مي تابد

*****

در آن حال " آمنه " در عالم سرگشتگي مي ديد:

به بام خانه اش بس آبشار نور مي بارد

و هر دم يك ستاره در سرايش مي چكد رنگين و نوراني

و زين قدرت نمايي ها نصيب او -

شگفتي بود و حيراني

*****

در آن دم مرغكي را ديد با پرهاي ياقوتي

و منقاري زمردفام

كه سويش پر كشيد از بام -

و در صحن سرا پر زد

و پرهاي پرندين ره به پهلوي زن دردآشنا سائيد

به ناگه درد او آرام شد، آرام

به كوته لحظه اي گرداند سر را " آمنه " با هاله اميد

تنش نيرو گرفت و در دلش نور خدا تابيد

چو ديد آن حاصل كون و مكان و لطف سرمد را -

دو چشمش برق زد تا ديد رخشان چهر " احمد " را -

شنيد از هر كران عطر دلاويز محمد را

سپس بشنيد اين گفتار وحي آميز:

- الا، " اي آمنه " اي مادر پيغمبر خاتم!

سرايت خانه ي توحيد ما باد و مشيد باد

سعادت همره جان تو و جان " محمد " باد

*****

بدو بخشيده ايم اي " آمنه " اي مادر تقوا!

صداي دلكش " داوود " و حب " دانيال" و عصمت " يحيي "

به فرزند تو بخشيديم

كردار" خليل " و قول " اسماعيل " و حسن چهره ي " يوسف "

شكيب " موسي عمران " و زهد و عفت " عيسي "

بدو داديم: خلق " آدم " و نيروي " نوح " و طاعت " يونس "

وقار و صولت " الياس " و صبر بي حد " ايوب "

بود فرزند تو يكتا -

بود دلبند تو محبوب -

سراسر پاك -

سراپا خوب.

*****

دو گوش " آمنه " بر وحي ذات پاك سرمد بود

دو چشم " آمنه " در چشم رخشان " محمد " بود -

كه ناگه ديد روي دختراني آسماني را -

به دست اين يكي ابريق سيمين در كف آن‌ ديگري ‌طشت ‌زمرد بود

دگر حوري، پرندي چون گل مهتاب در كف داشت

" محمد " را چو مرواريد غلتان شستشو دادند

به نام پاك يزدان بوسه ها بر روي او دادند

سپس از آستين كردند بيرون " دست قدرت " را -

زدند از سوي درگاه خداوندي -

ميان شانه هاي حضرتش " مهر نبوت " را

سپس در پرنياني نقره گون، آرام پيچيدند

وز آنجا " آسمان دختران " بر " عرش " كوچيدند.

همان شب قصه پردازان ايراني خبر دادند:

كه آمد تكسواري در " مدائن " سوي " نوشروان "

و گفت: اي پادشه " آتشكده ي آذرگشسب " ما -

كه صدها سال روشن بود -

هم امشب ناگهان خاموش شد، خاموش

به " يثرب " يك " يهودي " بر فراز قلعه اي فرياد را سرداد:

كه امشب اختري تابنده پيدا شد

و اين نجم درخشان اختر فرزند " عبدالله " -

نوين پيغمبر پاك خداوندست

و انساني كرامندست

*****

يكي مرد عرب اما بيابانگرد و صحرائي

قدم بگذاشت در " ام القري " وين شعر را برخواند:

" كه اي ياران مگر ديشب بخواب مرگ پيوستيد؟

چه كس ديد از شما آن روشنان آسماني را؟

كه ديد از " مكيان ‌" آن ماهتاب پرنياني را؟

زمين و آسمان " مكه " ديشب نورباران بود

هوا ‎آغشته به عطر شفا بخش بهاران بود

بيابان بود و تنهايي و من ديدم -

كه از هر سو ستاره در زمين ما فرود آمد

به چشم خويش ديدم ماه را از جاي خود كندند -

ز هر سو در بيابان عطر مشگ و بوي عود آمد.

بيابان بود و من، اما چه مهتاب دلارائي!

بيابان بود و من، اما چه اخترهاي زيبائي!

بيابان، رازها دارد

ولي در شهر، آن اسرار، پيدا نيست

بيابان، نقش ها دارد كه در شهر آشكارا نيست

كجا بوديد اي ياران؟!

كه ديشب آسمانيها زمين " مكه " را كردند گلباران

ولي گل نه، ستاره بود جاي گل

زمين و آسمان " مكه " ديشب نورباران بود

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود."

*****

به شعر آن عرب، مردم همه حالي عجب ديدند

به آهنگ عرب اين شعر را خواندند و رقصيدند:

كه اي ياران مگر ديشب به خواب مرگ پيوستيد؟

چه كس ديد از شما آن روشنان آسماني را؟

كه ديد از " مكيان " آن ماهتاب پرنياني را؟

بيابان بود و تنهايي و من ديدم -

كه از هر سو ستاره در زمين ما فرود آمد

به چشم خويش ديدم ماه را از جاي خود كندند -

زهر سو در بيابان عطر مشگ و بوي عود آمد

بيابان بود و من، اما چه مهتاب دلارائي!

بيابان بود ومن، اما چه اخترهاي زيبائي!

بيابان رازها دارد

ولي در شهر، آن اسرار، پيدا نيست

بيابان، نقش ها دارد كه در شهر آشكارا نيست

كجا بوديد اي ياران؟!

كه ديشب آسمانيها زمين " مكه " را كردند گلباران

ولي گل نه، ستاره بود جاي گل

زمين و آسمان " مكه " ديشب نورباران بود

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود

*****

روانت شادمان بادا!

كجايي اي عرب اي ساربان پير صحرايي؟!

كجايي اي بيابانگرد روشن راي بطحايي؟!

كه اينك بر فراز چرخ، يابي نام " احمد " را

و در هر موج بيني اوج گلبانگ " محمد " را

" محمد " زنده و جاويد خواهد ماند

" محمد " تا ابد تابنده چون خورشيد خواهد ماند

جهاني نيك مي داند -

كه نامي همچو نام پاك " پيغمبر " مويد نيست

و مردي زير اين آسمان همتاي " احمد " نيست

زمين ويرانه باد و سرنگون باد‌ آسمان پير -

اگر بينيم روزي در جهان نام " محمد " نيست.


+ نوشته شده دریکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 14:42توسط مدرسین قرآن |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ aayaat محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

بهراد آنلاین

پوزخند