آیات

شکوفا نمودن باور های دینی در جلوه های دانش و بینش

بصیرت در آموزه های قرآن

بصیرت در آموزه ها و فرهنگ قرآنی، حالتی است که به انسان توانایی درک درست حقایق و تحلیل واقعیت ها را می دهد. از این رو آیات قرآنی، به مسئله بصیرت از ابعاد مختلف پرداخته است؛ زیرا با بصیرت است که آدمی موقعیت خود را می سنجد و نسبت به آن واکنش مناسب نشان می دهد. در آموزه های قرآنی بر این معنا تأکید شده که انسانی که در دنیا به بصیرت نرسد در هنگام مرگ و کنار رفتن پرده ها، به این بصیرت طبیعی دست می یابد که در آن زمان برای بسیاری، دیر هنگام خواهد بود؛ زیرا در مسیری قرار گرفته اند که دیگر راه بازگشت و تصحیح و اصلاح رفتار نیست. 
نویسنده با توجه به اهمیت مسئله بصیرت در زندگی به ویژه زندگی سیاسی و اجتماعی، به سراغ آموزه های وحیانی قرآنی رفته است تا دیدگاه قرآن را در این زمینه تبیین نماید. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم .
مفهوم شناسی بصیرت
بصیرت در لغت به معنای عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت آمده است. (لسان العرب، ابن منظور، ج۲، ص۴۱۸ ذیل واژه بصر) در اصطلاح، بصیرت عبارت از قوه ای است در قلب شخص که به نور قدسی منور بوده و به وسیله آن حقایق امور و اشیاء را درک می کند، همان گونه که شخص به وسیله چشم، صورت ها و ظواهر چیزها را می بیند. (موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون)
برخی از محققان درباره بصیرت گفته اند که بصیرت، شناخت و معرفت و نیز اعتقاد حاصل شده در قلب نسبت به امور دینی و حقایق امور است. (ترتیب العین، ج۱، ص۱۶۶)
این مفهوم در قرآن، با واژگانی چون بصر و مشتقات آن و نیز رأی و برخی دیگر از عبارات و جمله ها بیان شده است. از نظر قرآن، بصیرت، نیاز اساسی بشر است و خداوند برای این که انسان به این حالت دست یابد، همه شرایط و بسترهای لازم را فراهم آورده است. بطوری که همه موجودات و آفریده های جهان را به عنوان مایه بصیرت معرفی می کند؛ زیرا انسان با بررسی و دقت در آفریده های جهان که نشانه ها و آیات الهی هستند، می تواند فراتر از ظاهر و کارکردهای عادی و معمولی آن ها، به حقایقی دست یابد که وی را به مسیر درست زندگی هدایت می کند.
البته از نظر قرآن، برخی از آیات و نشانه ها، ویژگی خاص و برتری دارند و بهتر می توانند آدمی را به سوی حقایق و باطن امور و چیزها سوق دهند. از این دسته از آیات و نشانه های بصیرت زا گاه به معجزه یاد می شود. بر این اساس معجزات الهی در هر شکل و شمایلی، عوامل بصیرت زا و مایه دست یابی انسان به حقایق اموری است که به سادگی امکان شناخت و دست یابی به آن نیست تا برای انسان اطمینان و آرامشی نسبت به آن ایجاد شود.
ارزش و اهمیت بصیرت
از تعاریفی که برای بصیرت بیان شد می توان ارزش و اهمیت بصیرت را نیز در زندگی بشر به دست آورد؛ با این همه می توان به عنوان تأکید و اهتمام بخشی به ارزش و جایگاه بصیرت به اموری اشاره کرد که از آن به آثار بصیرت یاد می شود. با آگاهی از این آثار و کارکردهای بصیرت می توان ارزش و اهمیت آن را نیز بهتر درک کرد. از این رو خداوند در آیاتی به آثار و کارکردهای بصیرت توجه می دهد تا اهمیت و اهتمام بشر به این مسئله را بیفزاید.
خداوند در آیه۱۶ سوره رعد و نیز ۷۲ سوره قصص، بصیرت را عامل دست یابی انسان و راه یابی وی به توحید و قدرت الهی می شمارد؛ زیرا انسان زمانی که به بصیرت دست یافت، درک درستی از همه آفریده های الهی می یابد و از دام تکثرات به وحدت وجود می رسد. با نگاهی به کارکرد دانش های مادی چون شیمی و فیزیک می توان نقش دانش و شناخت های دقیق بصیرت زا را در حوزه عقیده توحیدی و قدرت الهی بهتر فهمید. هنگامی که از دانش فیزیک و شیمی به درستی بهره گرفته شود به آسانی می توان دریافت که همه این تنوع در موجودات مادی جهان و رنگارنگی آن ها، به اصول واحدی باز می گردد. هر چند که عناصر را تا بیش از صدوده عنصر نیز شمرده اند، ولی همین عناصر صدگانه در برابر این همه تنوع جهان موجودات به خوبی نشان می دهد که تکثرات همانند نور واحدی است که بر شبکه های رنگارنگ افتاده است. ترکیب و چینش کربنی، تفاوت هائی را ایجاد می کند که گاه آدمی را به حیرت می افکند. این در حالی است که این همه نقش و نگار که بر عالم است همه از یک چیز تجلی و ظهور یافته است.
در حقیقت، تفکر در آیات الهی و دقت بصیرت زا موجب می شود تا آدمی به این نتیجه برسد که این همه کثرات، جلوه هایی از یک حقیقت بی کرانی به نام خداوند است.
بنابراین رسیدن به توحید ناب و شناخت حقیقت قدرت و توانایی الهی، یکی از مهم ترین آثار و کارکردهای بصیرت است که در این آیات به آن توجه داده شده است.
کارکرد و نقش دیگر بصیرت که در آیات چندی از جمله ۱۳ سوره آل عمران و ۲۴ سوره هود و ۴۴ سوره نور و ۵۸ سوره غافر و ۲سوره حشر به آن اشاره شده، عبرت آموزی انسان است. انسان های سالم و با فطرت و شخصیت متعادل، با نگاهی به رخدادها و دقت در آن ها به امور و حقایقی دست می یابند که مایه پند و عبرت آنان می شود. همان گونه که تاریخ، مایه عبرت است، هر رخداد و واقعه ای در زندگی بشر نیز مایه پند و عبرت است. آدمی با دقت در این امور می تواند دریابد که چه کاری بهتر و در هر موقعیتی چه کاری مفیدتر و سازنده تر است و می تواند او را در مسیر آسایش و آرامش و سعادت دنیوی و اخروی قراردهد.
بسیاری از مردم به سبب عدم پندگیری از رخدادها و وقایع زندگی، همان کار و شیوه را تکرار می کنند و بارها و بارها از یک سوراخ گزیده می شوند و آسیب های جدی می بینند. این در حالی است که اهل بصیرت به سبب عبور از ظواهر رخدادها و دست یابی به کلیات آن، می توانند استنباط جامع و فراگیری داشته باشند و در شرایط و موقعیت های مشابه دیگر، رفتاری درست در پیش گیرند و از آن مشکل به سادگی عبور کنند و خود را در مسیر درست کمالی و بهره گیری از رخداد و فرصت قراردهند.
به سخن دیگر، اهل بصیرت به سبب عبرت گیری و پندآموزی از هر رخداد و حادثه ای، هر تهدیدی را به فرصتی تبدیل می کنند و به جای آن که تهدیدات، عامل بازدارنده در مسیر شخص و جامعه شود، به یک فرصت بی مانند تبدیل می شود که توانایی و ظرفیت های وی و جامعه اش را افزایش می دهد. این گونه است که فتنه ها به آزمون های رشد و بالندگی تبدیل می شود و فرصت های بی مانندی را به شخص بصیر می بخشد.
خداوند در آیه۱۰۴ سوره انعام، حصول منفعت برای نفس آدمی را از نتایج بصیرت و ژرف نگری وی ارزیابی می کند تا این گونه تبیین کند که هر رخداد و آیه ای برای این دسته افراد نه تنها ایمان آفرین است بلکه با روشنگری که ایجاد می کند موجب می شود تا بهترین بهره را از یک چیز حتی فتنه و بلاببرد و منافع خویش را افزایش دهد.
از نظر قرآن، هر رخدادی آیه ای روشنگر است. و لذا از آن به بصایر یعنی مایه های روشنگری یاد می کند. انسانی که اهل بصیرت می باشد، با این روشنایی که از هر رخداد به دست می آورد و باطن و حقایق آن را می یابد، این امکان را برای خود فراهم می آورد تا ازآن چیز بهترین استفاده را داشته باشد.
از دیگر کارکردهایی که قرآن برای بصیرت بیان می کند، انذارپذیری است. به این معنا که انسان دارای بصیرت به هر رخداد و آیه ای به عنوان یک انذار و هشدار الهی می نگرد و از آن درس و عبرت می گیرد. بر این اساس هرگاه با رخدادی مواجه شد اگر در خواب غفلت بود بیدار می شود و اگر بیدار بود هوشیار می گردد و اگر هوشیار بود به بهترین وجه از آن رخداد بهره می برد و منافع خویش را افزایش می دهد و به سوی بالندگی و رشد کشیده می شود.
قرآن در برخی از آیات خود تبیین می کند که هر آیه از آیات قرانی برای اهل بصیرت و مومنان، عامل شادی، رشد و بالندگی و کمال یابی می شود، در حالی که همین آیه قرآنی برای دیگرانی چون مشرکان و کافران، افزایش بی ایمانی و تردید می شود؛ زیرا هر کسی به سبب شاکله وجودی خود نسبت به امور، واکنش نشان می دهد.
انسان مؤمن نسبت به آیات قرآنی دو حالت رشدی می گیرد که افزایش آرامش و ایمان و یا خوف و خشیت نسبت به خداوند است. هر دو حالت برای انسان مومن عامل رشد و بالندگی و تقرب است. این در حالی است که انسان غیرمومن، نسبت به این آیات راه تمسخر و استهزا را در پیش می گیرد و به جای رشد و بالندگی عامل سقوط و هبوط و افزایش گمراهی و ضلالت وی می شود. این گونه است که اهل بصیرت، با هر آیه و رخدادی به بصیرتی برتر و کامل تر می رسند و مایه افزایش روشنایی و روشنگری آنان می شود در حالی که برای اهل کفر و نفاق و ضلال، هر آیه و رخدادی مایه گمراهی و بدبختی آنان می شود. از این رو در نهایت بصر و دیدن معمولی خود را از دست می دهند و هر رخدادی را به گونه ای تحلیل و تبیین می کنند که به کوری و نابینایی آنان از حقایق بلکه واقعیت ها می انجامد. اینان زمانی که در هنگام مرگ و یا قیامت به دنبال کنار رفتن پرده های ضخیم ظواهر، حقایق هر چیز و رخدادی را در می یابند خواهان رجعت می شوند.
در حقیقت رجعت به دنیا پیش از قیامت یا پس از آن، درخواستی است که از سوی کوردلان واقعی مطرح می شود. آنان زمانی به اهمیت و ارزش بصیرت دست یافته اند که فرصت ها از دست رفته است. از این رو خداوند درخواست ایشان برای رجعت به دنیا برای دست یابی به بصیرت را به تمسخر می گیرد؛ زیرا این درخواست بصیرت زمانی بیان می شود که کار از کار گذشته است. (سجده آیه ۱۲)
در مسایل دنیوی نیز کوردلانی از منافقان و مشرکان و کافران، هنگامی که در دام قانون و مجازات می افتند و پرده های ضخیم فریب رسانه ای به کنار می رود و ظواهر، رنگ می بازد و حقایق، آشکار می شود، خواهان بازگشت به میدان زندگی برای دست یابی به بصیرت می شوند، در حالی که این زمان، زمان مجازات است و نمی توان آنان را بی تنبیه و مجازات به جامعه باز گرداند.
به هر حال بصیرت چنان که دیده شده از چنان ارزش و جایگاهی در زندگی بشر برخوردار است که هر کسی می بایست اهتمام و توجه ویژه خود را به آن مبذول داشته و با بهره گیری از ابزارها و عوامل بصیرت زا به سوی دست یابی به آن کشیده شود.
خداوند در آیات ۵۰ سوره انعام و ۲۴ سوره هود و ۱۶ سوره رعد و ۱۹ سوره فاطر از بدیهی بودن برتری بصیرت در زندگی بشر نسبت به کوردلی و نابینایی و توجه به ظواهر به جای حقایق و بواطن سخن گفته است تا انسان ها را به ارزیابی و سنجش وادار نماید. در این آیات بارها و بارها این نکته تکرار می شود که آیا کوری و بینایی یکسان است؟ هر کسی به سادگی می تواند دریابد که بینایی در برابر کوری تا چه اندازه تفاوت فاحشی دارد. بنابراین هر انسانی باید نسبت به کشف حقایق نیز این گونه اهتمام داشته باشد. از این رو پیامبر گرامی(ص) پیروان خویش را به بصیرت و روشن دلی دعوت می کند تا از کوری در سطوح میانی و عالی نیز رهایی یابند.(یوسف آیه ۱۰۸)
ابزارهای بصیرت
برای این که انسان به بصیرت دست یابد لازم است از همه ابزارها و فرصت هائی که خداوند در اختیار او نهاده بهره گیرد. بی گمان برای شناخت هر چیزی خداوند ابزارهای شناختی حسی و غیرحسی قرار داده است. انسان به طور طبیعی با ابزارهای حسی و غیرحسی می تواند به شناخت ها در سطوح مختلف دست یابد. از شناخت ظاهری گرفته تا شناخت ژرفی که برخی از آن به چشم برزخی یاد می کنند، همه و همه با ابزارهای حسی و غیرحسی شروع می شود.
خداوند بارها تاکید کرده که همه ابزارهای رشد و بالندگی انسان برای او فراهم است و انسان فقط باید در این باره تلاش و جهاد کند و از فرصت ها و ابزارها به درستی بهره گیرد تا به همه مقاصد عالی چون متاله شدن و خدایی گونه شدن تا خلافت الهی و تقرب به قاب قوسین او ادنی دست یابد.
چشم و گوش و دیگر حواس ظاهری همان گونه که واقعیت ظاهری و وجودی چیزها و امور را به آدمی می آموزد، مهم ترین منبع شناخت حقایق هستی نیز می باشد؛ زیرا فطرت آدمی تا زمانی که سالم باشد و او شخصیت متعادلی داشته باشد، از طریق همین حواس ظاهری نیز می تواند حقایق را در مراحلی بالاتر به دست آورد. در این میان قلب آدمی نیز به کمک وی می شتابد و ادراک در سطوح مختلف را فراهم می آورد. این گونه است که انسان همه ابزارها و منابع شناختی حقیقت و واقعیت را در اختیار دارد و به سادگی می تواند به بصیرت مورد نیاز خود دست یابد. (اعراف آیه ۱۷۹ و احقاف آیه ۲۶ و جائیه آیه ۲۳)
عوامل بصیرت زا
افزون بر ابزارهای شناختی که در اختیار بشر است، عوامل چندی نیز وجود دارد که می تواند به تحقق بصیرت و روشن دلی و شناخت حقایق از دل رخدادها و فتنه ها و امور عادی جهان کمک کند.
از جمله این عوامل می توان به آیات خداوندی در زمین و آسمان و نیز در درون و بیرون آدمی اشاره کرد. به این معنا که آیات آفاقی و انفسی چنان زیاد است که هر کسی با بهره گیری از یک و یا چند تا از آن ها می توان به بصیرت دست یابد. (ذاریات آیات ۲۰ و ۲۱ و ق آیات ۶ تا ۸) در این میان برخی از آیات الهی نقش جدی تری در ایجاد بصیرت ایفا می کنند که از آن جمله می توان به رویش گیاهان (سجده آیه ۲۷ و ق آیات ۷ و ۸)، گردش شب و روز (نور آیه ۴۴) گسترش زمین و قرار گرفتن کوه های بلند (ق آیات ۷ و ۸) در آیات تکوینی و آموزه های وحیانی الهی در آیات تشریعی و کتب آسمانی اشاره کرد. از این رو خداوند تورات (قصص آیه ۴۳) و نیز قرآن (اعراف آیه ۲۰۳) و جاثیه آیه ۲۰) را مایه بصیرت و باز شدن چشم آدمی و برداشته شدن پرده ها برمی شمارد.
در این میان حفظ و مدیریت نفس برای انسان خیلی مهم و اساسی است؛ زیرا انسان در حالت تعادل به گونه ای است که به آسانی می تواند در مسیر دستیابی به بصیرت قرار گیرد ولی از آن جایی که هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی اجازه اعتدال و تعادل را به انسان نمی دهد، لازم است که انسان از تقوا به عنوان کلید مدیریت نفس استفاده کند تا بصیرت وی تحقق یابد. از این رو خداوند در آیه ۲۱۰ سوره اعراف از تقوا و پرهیزگاری به عنوان یکی از عوامل روشنایی ضمیر و روشندلی بشر یاد می کند. هیچ کس نمی تواند منکر نقش بینش ها و نگرش ها در زندگی انسان و تغییرات مثبت و منفی درونی و بیرونی وی شود؛ زیرا بینش ها و نگرش ها هستند که آدمی را شخصیت می بخشند و رفتار و کردار او را مدیریت می کنند. لذا خداوند از ایمان (اعراف آیه ۲۰۳) و تفکر و اندیشه، آخرت اندیشی و دنیاگریزی به عنوان زمینه ای برای روشندلی و بصیرت (ص، آیات۴۵ و ۴۶) یاد کرده است.
از دیگر عوامل مهم بصیرت زا می توان به امدادهای غیبی الهی در مواقع حساس چون جهاد (آل عمران آیه ۱۳ و حشر آیه۲) اشاره کرد؛ زیرا دراین مواقع حساس خداوند نشان می دهد که افزون بر قوانین ظاهری، قوانین دیگری است که به عنوان اسباب عالی درجهان و نظام آن موثر می باشد. این گونه است که شخص تنها به اسباب ظاهری و قوانین عادی توجه نمی کند و درمی یابد که درپس هر ظاهری، حقیقتی و فراتر از هر اسباب ظاهری، اسباب باطنی و موثر دیگری نیز وجود دارد.
اصولا از نظر قرآن، رخدادهای حساس تاریخی و فتنه ها، از مهمترین عوامل بصیرت زا می باشند، زیرا دراین حالت است که اشخاص تیزهوش و زیرک درمی یابند که حقیقت ممکن است غیر از آن چیزی باشد که به چشم می آید. از این رو، به تحلیل رخدادها و فتنه ها برای دستیابی به حقایق نهان آن می پردازند.
از نظر قرآن همه معجزات الهی در حکم عوامل بصیرت زا و مایه روشندلی بشر است به این معنا که هدف از معجزات تبیین حقایق به شکل دیگر است. جالب این که برخی از این معجزات خود بلایایی هستند که بر سر بشر می آید و آدمی آن را به عنوان حوادث و رخدادهای طبیعی بشمار می آورد. در معجزاتی که حضرت موسی(ع) آورده است برخی چنان به حوادث طبیعی و رخدادهای عادی زمینی شباهت داشت که موجب فریب بسیاری شد. از جمله این معجزات، افزایش قورباغه بود که برخی آن را رخدادی طبیعی تعبیر کردند درحالی که معجزه ای بود تا آدم را بیدار کند. از این رو خداوند در آیات ۱۰۱ و ۱۰۲ معجزات نه گانه حضرت موسی(ع) را مایه بصیرت می شمارد. درحالی که دراین معجزات برخی موارد وجود داشت که به حوادث و رخدادهای طبیعی شباهت داشت.
به هرحال رخدادهایی چون فتنه ها درحقیقت می تواند از عوامل بصیرت زا باشند به شرط این که آدمی به ظاهر آن بسنده نکند.
خداوند در آیه ۵۹ سوره اسراء اعطای ناقه به صالح را که به صورت معجزه اتفاق افتاد و حیوان از دل کوه بیرون آمد، به عنوان عامل بصیرت معرفی می کند؛ زیرا کسانی که این معجزه را دیدند می توانستند به بینش صحیح درباره خداوند و قدرت او و پیامبری حضرت صالح دست یابند. اما برخی از امور است که همواره نقش بازدارنده را ایفا می کند که از آن جمله می توان به دنیاگرایی (ق آیه۲۲) و غفلت از خداوند و یاد او (اعراف آیه۲۰۱) اشاره کرد. کسانی که ذکر و یاد خداوند متعال را از دل خویش بیرون کرده اند نمی توانند امید داشته باشند که نور بصیرت و روشنایی در دل های آنان روشن شود و آنان را به سوی حقایق و آگاهی از آن بکشاند. باشد با تقویت یاد خداوند و بهره گیری از همه فرصت ها و ابزارهای شناختی صحیح، بصیرتی را در خود ایجاد کنیم که راه حق را از باطل بازشناسیم و مسیر رشد و بالندگی را بیابیم و در آن حرکت کنیم.

   www.kayhannews.ir  







+ نوشته شده دردوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 14:16توسط مدرسین قرآن |

بهار در بهار

نهم ربيع‌الاول سرآغاز امامت امام عصر(ع) و نويدبخش بهاري بي‌خزان براي جهان و جهانيان است. بهاري كه جان‌هاي فسرده آدميان را حياتي تازه مي‌بخشد و سرزمين‌هاي خسته از كفر و بي‌عدالتي را سرشار از طراوت و نشاط مي‌كند. هم‌زماني بهار طبيعت با اين سرآغاز خجسته بشارت دهندة سالي پر خير و بركت براي همه منتظران منجي عالم بشريت است. با اميد به آن كه خداوند متعال امسال را سال ظهور آن حضرت قرار دهد و با ظهور حضرتش بساط همه تيرگي‌ها، تباهي‌ها و تاريكي‌ها را از زمين برچيند. با تبريك فرا رسيدن يك هزار و يكصد و شصت و هشتمين سال امامت آخرين حجت الهي، توجه شما را به مقاله‌اي كه به همين مناسبت تهيه شده است جلب مي‌كنيم.
 
هر سال با رسيدن بهار جهان آماده استقبال از رستاخيز طبيعت مي‏شود. زمين و زمان گوش به زنگ اسرافيل بهارند، تا در صور خود بدمد و با دميدنش زمين مرده دگربار زندگي و طراوت يابد؛ درختان به شكوفه بنشينند و انواع گل و ريحان در دشت و دمن برويند.
 
چه عظمتي است در اين بهار! چه شكوهمند است حيات پس از مرگ و چه زيباست زنده شدن دوباره طبيعت.
 به دليل شباهت‏هاي زيادي كه ميان بهار رستاخيز طبيعت (و قيامت) رستاخيز انسان‏ها وجود دارد، در قرآن كريم و كلمات معصومان: بارها از زنده شدن جهان طبيعت در بهار، هم به عنوان دليل و شاهد و هم به عنوان تذكار و اندرز نسبت به زنده شدن انسان‏ها در روز قيامت ياد شده است.
 
  از جمله در يكي از آيات كريمه قرآن مي‏خوانيم:
والله الّذي أرسل الرّياح فتثير سحاباً فسقناه إلي بلدٍ ميّتٍ فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النّشور.1
 و خدا همان كسي است كه بادها را روانه مي‏كند؛ پس [بادها] ابري را برمي‏انگيزند، و [ما] آن را به سوي سرزميني مرده رانديم، و آن زمين را بدان [وسيله]، پس از مرگش زندگي بخشيديم، رستاخيز [نيز‍] چنين است.
اما بهار يادآور رستاخيز ديگري نيز هست. رستاخيزي كه هيچ كمتر از قيامت كبرا نيست و در شكوه و عظمت هيچ از زنده شدن مردگان در روز حساب كم ندارد. آري، اين رستاخيز چيزي جز رويداد عظيم ظهور نيست. رويدادي كه هم نجاتبخش است و هم حياتبخش؛ هم به انسان‏ها زندگي دوباره مي‏بخشد و هم به جهان طبيعت. از اين روجا دارد كه در آستانه بهار طبيعت، يادي از بهار جان‏ها داشته باشيم. همو كه در زيارت حضرتش خطاب به ايشان مي‏گوييم:
سلام بر بهار مردمان و خرمي‏بخش روزگاران.3

1. زندگي‏بخشي قيام مهدوي در آيات و روايات

بسياري از روايات به زنده شدن انسان و جهان در پرتو انوار حياتبخش نهضت مهدوي بشارت داده و اين موضوع را يكي از ويژگي‏هاي بارز اين نهضت برشمرده‏اند، كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‏كنيم:
1. در روايتي كه از محمدباقر(ع) نقل شده، آن حضرت پس از اشاره به آيه شريفه:
بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مي‏گرداند. به راستي آيات [خود] را براي شما روشن گردانيده‏ايم، باشد كه بينديشيد. 5
مي‏فرمايد:
منظور از مردن زمين، كفر ورزيدن اهل آن است و كافر مرده‏است، پس خداوند آن‏را به [ظهور حضرت] قائم(ع) زنده خواهد كرد. پس او در زمين عدالت مي‏ورزد، زمين را زنده‏مي‏سازد و اهل آن‏را پس‏از مرگشان زنده مي‏كند.6

2. چگونگي تحقق حيات طيبه در عصر ظهور

در كنگرة قرآني افزون بر زندگي دنيا و زندگي آخرت، نوع ديگري از زندگي وجود دارد كه قرآن كريم از آن با تعبير «حيات طيبه» يا «زندگي پاكيزه» ياد كرده است. اين نوع زندگي، زندگي‏اي حقيقي است كه آثار و پيامدهاي بسيار ارزشمندي براي انسان درپي دارد، كه بخشي از آن در همين دنيا و بخشي ديگر در جهان  آخرت آشكار مي‏شود.
به اعتقاد ما آن زندگي كه وعده تحقق آن در عصر ظهور داده شده، چيزي جز همين نوع حيات كه در قرآن از آن به «حيات طيبه» تعبير شده و ويژگي‏ها و آثارش در اينجا بيان شد، نيست.
در آن عصر همه مردمان يا بخش زيادي از آنها، به مدد ظهور و حضور امام عصر(ع) از اين نوع زندگي بهره مي‏شوند و آثار آن كه به تعبير علامه طباطبايي نور، كمال، توانايي، عزت و سرور وصف ناشدني است،7 شامل حال آنها مي‏گردد و توانمندي‏هاي ناشي از آن نصيب همه اهل ايمان مي‏گردد.
براي روشن شدن اين مطلب كه چگونه با ظهور امام مهدي(ع) حيات طيبه محقق مي‏شود لازم است مقدماتي را يادآور شويم:

3-1. آب منشأ و سرچشمه حيات: قرآن كريم از يك سوع «آب» را به عنوان اصل حيات و مبدأ پيدايش زندگي بر كره خاكي معرفي كرده، مي‏فرمايد:
... وَجَعَلْنا مِنَ الْمآءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ.8
و هرچيز زنده‏اي را از آب پديد آورديم.
و از سوي ديگر نزول آب (باران) از آسمان را مايه زنده شدن دوباره زمين دانسته، مي‏فرمايد:
و الله أنزل من السّمآء مآء فأحيا به الارض بعد موتهآ انّ في ذلك لايةً لقومٍ يسمعون.9
 و خدا از آسمان آبي فرود آورد و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيد، قطعاً در اين [امر] براي مردمي كه شنوايي دارند، نشانه‏اي است.
   
و سرانجام در آيه‏اي ديگر، آراسته شدن زمين به زيور گياهان را ناشي از درآميختن نزولات آسماني با آنها دانسته، مي‏فرمايد:
إنّما مثل الحياة الدّنيا كمآء أنزلناه من السّمآء فاختلط به نبات الأرض ممّا يأكل النّاس و الأنعام حتّي إذا أخذت الأرض زخرفها و ازّيّنت... .10
 
در حقيقت، مَثَل زندگي دنيا بسان آبي است كه آن‏را از آسمان فروريختيم، پس گياه زمين - از آنچه مردم و دام‏ها مي‏خورند - با آن درآميخت، تا آنگاه كه زمين پيرايه خود را برگرفت و آراسته گرديد... .
همه اين آيات دلالت بر اين دارند كه آغاز و استمرار زندگي انسان‏ها و ديگر موجودات در زمين بدون وجود آب امكان‏پذير نبوده و نخواهد بود.

3-2. تشبيه امامان معصوم: به آب: در تعدادي از روايات، امامان معصوم: به آب تشبيه شده‏اند، از جمله در رواياتي كه در تأويل اين آيه شريفه:
قل أرأيتم إن أصبح ماؤكم غوراً فمن يأتيكم بماءٍ معينٍ.11
 بگو: به من خبر دهيد، اگر آب [آشاميدني] شما [به زمين] فرو رود، چه كسي آب روان برايتان خواهد آورد؟
از امام موسي بن جعفر(ع) نقل شده است، مي‏خوانيم:
إذا فقدتم إمامكم فلم تروه فماذا تصنعون.12
 هرگاه امامتان را نيابيد و او را نبينيد چكار خواهيد كرد؟
اذا غاب عنكم إمامكم فمن يأتيكم بإمام جديد.13

 هرگاه امامتان از نظرتان غايب شود، چه كسي امام جديدي برايتان خواهد آورد؟
همچنين در روايت ديگري كه از امام علي بن موسي‏الرضا(ع) در ذيل همين آيه شريفه وارد شده، آمده است:
مأواكم أبوابكم أي الأئمّة و الأئمّة أبواب الله بينه و بين خلقه.14

«آب شما» ابواب شما، يعني امامان هستند، امامان ابواب الهي بين او و بين آفريدگان اويند.
با توجه به روايات ياد شده مي‏توان گفت:
همچنان كه خداوند، آب را مايه حيات مادي انسان‏ها قرار داده و تنها به وسيله نزول باران رحمت‏الهي است كه زمين مرده و گياهان خشكيده روح و حيات تازه‏اي مي‏يابند، امامان معصوم: را نيز مايه حيات معنوي آنها قرار داده و تنها به بركت وجود آنهاست كه آدميان مي‏توانند از زندگي پاكيزه معنوي بهره‏مند شوند.

3-3. عصر ظهور، عضر تجلّي كامل ولايت: با مشخص شدن نقش امامان معصوم: در تحقق حيات معنوي انسان‏ها مي‏توان به تصوري روشن از چگونگي تحقق حيات طيبه در عصر ظهور رسيد. توضيح آنكه در اين عصر كه عصر تجلي كامل ولايت الهي است، خداوند متعال به بركت وجود ولي‏اللَّه الاعظم - ارواحناله الفداء - همه حجاب‏ها و موانعي را كه پيش روي انسان‏ها وجود دارد برمي‏دارد و آنها را به مراتب بالاي ادراك، آگاهي و ايمان نائل مي‏سازد تا جايي كه همه مظاهر شرك، كفر، گناه، ظلم، بي‏عدالتي از زمين رخت برمي‏بندد و انسان‏ها مستغرق در ياد و نام خداوند مي‏شوند. اينجاست كه آن حيات پاكيزه كه انسان‏ها قرن‏ها به دنبالش بودند، محقق شده و آدمي امكان نيل به مراتب عالي كمال را پيدا مي‏كند.

برخي از رواياتي كه در آنها به نقش محوري ولي خدا در تحولات عصر ظهور اشاره شده به شرح زير است:

1. در نخستين روايت، امام باقر(ع) به نقش حضرت مهدي(ع) در رشد عقلاني و ارتقاي درك انسان‏ها اشاره كرده، مي‏فرمايند:
هنگامي كه قائم ما به پاخيزد خداوند دستش را بر سر بندگان مي‏گذارد و بدين‏وسيله عقل‏هاي آنها افزايش يافته و خردهاي ]خُلق‏هاي[ آنها به كمال مي‏رسد.15
2. در روايت بعدي كه از رسول گرامي اسلام(ص) نقل شده است، محوريت عبوديت خداوند در عصر ظهور و برطرف شدن همه خوي و خصلت‏هاي حيواني مورد توجه قرار گرفته و تأكيد شده كه همه اين آثار به بركت وجود حجت خدا، حضرت مهدي(ع) است:
خداوند به وسيله مهدي براي امت گشايش حاصل مي‏كند. او دل‏هاي بندگان را با عبادت پر مي‏كند و عدالتش را بر آنها دامن‏گستر مي‏سازد. خداوند به وسيله او دروغ و دروغگويي را ريشه‏كن مي‏كند و روزگار سخت و دشوار را از بين مي‏برد و طوق ذلت و بردگي را از گردن شما برمي‏دارد.16
3. و سرانجام در آخرين روايت، امام رضا(ع) به اين مطلب كه خداوند در عصر ظهور به وسيله امام مهدي(ع) زمين را از همه مظاهر ظلم و جور پيراسته مي‏سازد، اشاره كرده، مي‏فرمايد:
خداوند به وسيله قائم، جهان را از هرگونه ناروايي پاكيزه و از هرگونه ستم پيراسته مي‏سازد... آنگاه كه او قيام كند، زمين به نور پروردگارش روشن مي‏شود، ميزان عدل را در ميان مردم برپا مي‏سازد و هيچكس به ديگري ستم روا نخواهد داشت.17
بر اين اساس مي‏توان گفت كه تحقق حيات پاكيزه و معنوي در عصر ظهور چيزي جز اثر تجلي ولايت وليّ‏اللَّه بر زمين نيست و همه آنچه در اين عصر محقق مي‏شود تنها از بركت وجود ايشان است، كه چون آبي زلال سرزمين‏هاي تفتيده جان آدميان را روح و حيات تازه‏اي مي‏بخشد.

3. آثار تحقق حيات طيبه

حال مي‏خواهيم ببينيم كه اين زندگي جديد چه آثار و پيامدهايي بر جهان پيرامون انسان‏ها برجاي مي‏گذارد و با حاكميت آن چه تحولي در جهان طبيعت رخ مي‏دهد.
براي روشن شدن اين موضوع ابتدا لازم است كه نگاهي داشته باشيم به برخي از آياتي كه در آنها به نوعي رابطه حيات معنوي و مادي انسان‏ها و تأثير تقوا و پاكدامني بر افزايش بهره‏مندي آدميان از نعمت‏هاي اين جهان، اشاره شده است:

1. در نخستين آيه، خداوند متعال به صراحت تمام اعلام مي‏كند كه اگر مردم آنچنان كه بايد ايمان آورده و پرهيزكاري پيشه مي‏كردند، دروازه‏هاي بركت آسمان و زمين بر آنها گشوده مي‏شد:
ولو أنّ أهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركاتٍ من السّماء و الأرض و لكن كذّبوا فأخذناهم بما كانوا يكسبون.18
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين برايشان مي‏گشوديم ولي تكذيب كردند، پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنها را گرفتيم.

2. در آيه ديگر نيز خداوند پايداري بر راه راست را موجب بهره‏مندي از آب گوارا دانسته، مي‏فرمايد:
و أن لو استقاموا علي الطّريقة لأسقيناهم مآءً غدقاً لنفتنهم فيه و من يعرض عن ذكر ربّه يسلكه عذاباً صعدا 19
و اگر [مردم] در راه راست پايداري ورزند قطعا آب گوارايي بديشان نوشانيم تا در اين‏باره آنان را بيازماييم و هركس از ياد پروردگار خود دل بگرداند، وي را به قيد عذابي [روز] افزون درآورد.
شايان ذكر است در ذيل اين آيه، روايتي از امام محمدباقر(ع) نقل شده كه در آن «استقامت بر ولايت علي بن ابي طالب و جانشينان او» به عنوان مصداق عيني «استقامت بر راه راست» ياد شده است:
 يعني «لو استقاموا علي» ولاية عليّ بن أبي طالب اميرالمؤمنين و الأوصياء من ولده: و قبلوا طاعتهم في أمرهم و نهيهم «لأسقيناهم ماءً غدقاً».20
يعني اگر در راه ولايت علي بن ابي‏طالب، اميرمؤمنان و اوصيا، از فرزندان او، كه برآنها درود باد، پايداري ورزند و امر و نهي آنان را پذيرا شده و گردن نهند، قطعاً آب گوارايي به آنها نوشانيم.

3. در سومين آيه، خداوند متعال به نقل از حضرت نوح(ع) آمرزش‏خواهي را مايه نزول باران‏هاي پي‏درپي و فراواني اموال و نعمت‏هاي گوناگون معرفي كرده، مي‏فرمايد:
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّاراً يرسل السّماء عليكم مدراراً و يمددكم بأموالٍ و بنين و يجعل لكم جنّاتٍ و يجعل لكم أنهاراً.21

و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است ]تا [بر شما از آسمان باران پي در پي فرستد و شما را با اموال و پسران ياري كند و برايتان باغ‏ها قرار دهد و نهرها براي شما پديد آورد.
با توجه به آيات ياد شده و آيات و روايات فراوان ديگري كه در آنها تأكيد شده همه نعمت‏هاي مادي دنيا براي انسان، به عنوان خليفه خدا بر زمين، آفريده شده است.22 مي‏توان گفت:

با تحولي كه در عصر ظهور در جهان جان انسان‏ها رخ مي‏دهد، درهاي زمين و آسمان گشوده شده و آنها با گشاده‏دستي تمام، همه نعمت‏هاي خود را بر آدميان جاري مي‏كنند؛ يعني زماني كه انسان از در آشتي با خداي خود برمي‏آيد و رابطه خود را با خداي خود اصلاح مي‏كند، آسمان و زمين، گياهان و جانوران، آب و خاك، ابر و باد، ماه و خورشيد و ديگر مخلوقات خداوند در خدمت اين انسان در مي‏آيند و بي‏هيچ دريغي همه آنچه در توان دارند، به پاي او مي‏ريزند.
و اين همان مطلبي است كه در فرموده پيامبر گرامي اسلام(ص) نيز بدان تصريح شده است:
امت من در زمان مهدي از نعمت‏هايي برخوردار مي‏شوند كه هرگز پيش از آن از آنها برخوردار نبوده‏اند؛ آسمان بر آنها باران پي‏درپي مي‏فرستد و زمين همه گياهانش را [براي آنها] مي‏روياند.23

بنابراين شايد بتوان گفت:
همه تحولاتي كه در عصر ظهور در جهان طبيعت رخ مي‏دهند، همه بركاتي كه در اين عصر نازل مي‏شوند، همه نعمت‏هايي كه در اين دوران بر مردمان عرضه مي‏گردد و سرانجام همه رفاه و آسايش مادي كه پس از ظهور رخ مي‏نمايد، چيزي جز آثار تحول انسان و نيل او به حيات طيبه، به عنوان مهم‏ترين فلسفه ظهور نيست.24

پي‌نوشت‌ها
:
1. سوره فاطر(35) آيه 9.
3. مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج99، ص101؛ قمي، عباس، مفاتيح‏الجنان، زيارت حضرت صاحب الأمر به نقل از سيدبن طاووس؛ أَلسّلام علي ربيع الأنام و نضرة الأيّام.
4. نهج‏البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدي، كلمات قصار، شماره 147، ص388.
5. سوره حديد(57) آيه 17؛ اعلموا أنّ الله يحيي الأرض بعد موتها قد بيّنا لكم الآياتِ لعلّكم تعقلون.
6. حسيني بحراني، سيدهاشم، سيماي حضرت مهدي(ع) در قرآن، ترجمه سيد مهدي حائري قزويني، ص377؛ همچنين ر.ك: صدوق، محمد بن علي بن حسين، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص668. طوسي، محمد بن حسن، كتاب الغيبة، ص110؛ يعني بموتها كفر أهلها والكافر ميّتٌ، فيحييها الله بالقائم(ع) فيعدل فيها فيحيي الأرض و يحيي أهلها بعد موتهم.
7. ر.ك: طباطبايي، سيد محمد حسيني، الميزان في تفسير القرآن، ج 12، ص 342-341.
8. سوره انبياء (21) آيه 30.
9. سوره نحل (16) آيه 65؛ همچنين ر.ك: سوره بقره (2)، آيه 164؛ سوره عنكبوت (26)، آيه 63.
10. سوره يونس(10)، آيه 24.
11. سوره ملك (67)، آيه 30.
12. صدوق، محمد بن علي بن حسين، كمال‏الدين و تمام النعمة، ج2، ص 360.
13. كليني، محمدبن يعقوب، الكافي، ج 1، ص 339، ح 14.
14. علي بن ابراهيم قمي، تفسير القمي، ج 2، ص 379.
15. كليني، محمدبن يعقوب، همان، ص 25، ح 21؛ إذا قام قائمنا وضع‏الله يده علي رؤس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به أحلامهم [أخلاقهم].
16. طوسي، محمد بن حسن، كتاب الغيبة. ص 114؛ مجلسي، محمدباقر، همان، ج 51، ص 75، ح 29؛ يفرج الله بالمهديّ عن الأمّة. يملأ قلوب العباد عبادةً يسعهم عدله. به يمحق الله الكذب و يذهب الزمان الكلب و به يخرج ذلّ الرّقّ من أعناقكم.
17. مجلسي، محمدباقر، همان، ص 321 - 323، ح 29.
18. سوره اعراف(7)، آيه 96.
19. سوره جن(72)، آيه 17-16.
20. كليني، محمد بن يعقوب، همان، ج 1، ص 220، ح1.
21. سوره نوح(71)، آيه 12-10.
22. ر.ك. آيه 29 از سوره بقره كه مي‏فرمايد: «هو الذّي خلق لكم ما في الأرض جميعاً؛ اوست آن كس كه آنچه در زمين است، همه را براي شما آفريد».
23. مجلسي، محمدباقر، همان، ج 51. ص 83؛ يتنعّم أمّتي في زمن المهدي نعمةً لم يتنعّموا قبلها قطّ يرسل السّماء عليهم مدراراً و لا تدع الأرض شيئاً من نباتها إلاّ أخرجته.
24. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: «انسان و جهان آينده»، گفت و گو با حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد مهدي ميرباقري، موعود، سال هفتم، شماره 41، بهمن و اسفند 1382، سال هشتم، شماره 42، فروردين و ارديبهشت 1384.

                                                             نقل از :ماهنامه موعود شماره 74 

 
+ نوشته شده درشنبه نهم بهمن 1389ساعت 13:57توسط مدرسین قرآن |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ aayaat محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

بهراد آنلاین

پوزخند