عالم آل محمد (ص)

امام رضا (ع) نماد فضيلت‏ها
امام هشتم شيعيان حضرت على بن موسى الرضا (ع) روز يازدهم ذيقعده سال
148 ه. ق در مدينه ديده به جهان گشود.دوران امامت آن حضرت 20 سال بود كه با سه تن از حكمرانان مستبدّ عباسى، يعنى هارون (ده سال)، امين (پنج سال) و مأمون (پنج) سال معاصر بود.
امام هشتم شيعيان حضرت على بن موسى الرضا
(ع) روز يازدهم ذيقعده سال 148 ه. ق در مدينه ديده به جهان گشود.(1)
دوران امامت آن حضرت
20 سال بود كه با سه تن از حكمرانان مستبدّ عباسى، يعنى هارون (ده سال)، امين (پنج سال) و مأمون (پنج) سال معاصر بود. امام رضا در آخر ماه صفر سال 203 ه. ق در سن 55 سالگى توسط مأمون مسموم شد و در سناباد نوقان كه امروزه يكى از محلات مشهد مقدس محسوب مى‏شود به شهادت رسيد و در محل مرقد فعلى به خاك سپرده شد. (2)
آن بزرگوار همانند ديگر امامان معصوم(ع) دارنده تمام كمالات و فضائل اخلاق انسانى در مرتبه اعلى بود. او آن چنان در قلّه شكوهمند كمال و فضيلت قرار داشت كه نه تنها دوستان و پيروانش او را ستوده‏اند، بلكه دشمنان كينه توز و سرسخت به مدح و ستايش او پرداخته‏اند. درباره اوصاف اخلاقى آن حضرت «ابراهيم بن عباس» مى‏گويد: «هرگز نديدم كه امام رضا
(ع) به كسى يك كلمه جفا كند و نديدم كه سخن شخصى را قطع كند و نديدم كه نيازمندى را از درگاه خويش رد كند. او هرگز در حضور افراد تكيه نمى‏داد و هرگز او را نديدم كه با صداى بلند خنده كند، بلكه خنده‏اش تبسم و لبخند بود. وقتى كه خلوت مى‏كرد و كنار سفره مى‏نشست، همه خدمت كاران و غلامان را كنار سفره مى‏نشاند.»(3)

آن چه خوانندگان عزيز و محترم در پيش رو دارند، گامى است در بيان فضائل اخلاقى و صفات حميده پيشواى هشتم شيعيان اميد است كه ره توشه‏اى باشد براى پويندگان راه امامت و ولايت.

برترین اندیشمند
خود امام رضا (ع) در مورد دانش بى‏كران حضرتش و برترى بر انديشمندان و متفكّرين علوم مختلف مى‏فرمايد: «زمانى من در مسجدالنبى مى‏نشستم و در آن موقع دانشمندان زيادى در مدينه بودند، هرگاه يكى از آن‏ها در پاسخ پرسشى عاجز مى‏گشت و ديگران هم نمى‏توانستند از عهده جواب برآيند، همگى به من اشاره مى‏كردند و مسائل مشكل را مطرح مى‏كردند و من پاسخ همه آن‏ها را مى‏دادم.»(4)
مرحوم شيخ صدوق مى‏گويد: «مأمون در هر جا كه احتمال مى‏داد دانشمندى باشد و توانايى مناظره و مباحثه با امام رضا(ع) را داشته باشد به مجلس خويش دعوت مى‏كرد و او را با امام هشتم(ع) وارد بحث مى‏نمود.
او در اين زمينه تلاش‏هاى فراوانى به عمل آورد تا انديشمندان و نظريه پردازان فرقه‏ها و گروه‏هاى مختلف اسلامى و غيراسلامى در مباحثه علمى بر آن حضرت پيروز شوند، امّا امام رضا(ع) در تمام آن جلسات و مناظره‏هاى سنگين و پيچيده بر تمام دانشمندان عصر خويش غلبه مى‏كرد. آن حضرت با كسى به بحث و مناظره نمى‏پرداخت مگر اين كه در پايان، طرف مقابل به فضيلت و برترى و دانش سرشار امام هشتم (ع) اعتراف مى‏نمود و در برابر استدلال‏هاى قوى و محكم او سر تعظيم فرود مى‏آورد.»(5)
درياى كرم
«يسع بن حمزه» مى‏گويد: در مجلس امام رضا(ع) مشغول گفت و گو بوديم كه مردى وارد شد و گفت: سلام بر تو اى فرزند پيامبرخدا! من مردى از دوستان شما هستم. اكنون از زيارت خانه خدا بازگشته‏ام و چيزى كه بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به ديارم بفرست، من داراى نعمت و دولت هستم و مستحق صدقه نيستم. آنچه به من ببخشى از سوى شما صدقه خواهم داد. امام (ع) از او خواست بنشيند بعد از پايان جلسه حضرت به خانه رفت و لحظاتى بعد در را بست ؛ سپس دستش را از بالاى در بيرون آورد و پرسيد آن مرد خراسانى كجاست؟ مرد پاسخ داد: اين جا هستم. امام(ع) فرمود: اين دويست دينار را بگير و با آن هزينه سفرت را تأمين كن. يكى از ياران حضرت پرسيد: فدايت شوم به او مهربانى كردى و چهره پنهان ساختى؟!
حضرت فرمود: چون نيازش را برآوردم، نخواستم خوارى خواهش را در چهره‏اش ببينم. آيا اين حديث پيامبر(ص) را نشنيده‏اى كه فرمود: كار نيكى كه پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است.(6) مدافع حريم اسلام
مسأله دفاع فرهنگى و علمى از كيان اسلام و جلوگيرى منطقى از بدعت‏ها و گمراهى‏ها از ضروريات اسلام است و موجب پاداش‏هاى عظيم و محبوبيّت‏هاى بسيار بزرگ در پيش گاه خداوند خواهد شد ؛ به طورى كه پيامبر(ص) در مورد نگهبانى از حريم دين و حكومت اسلامى فرموده است: «يك شب نگهبانى از حريم حكومت اسلامى برتر از هزار شب عبادت كه روزش را انسان روزه بگيرد مى‏باشد.»
(7)
حضرت امام رضا
(ع) در اين راستا مى‏فرمايد: «عده‏اى از غاليان، اخبارى را در مورد تشبيه به خدا و مسأله جبر در شأن ما به دروغ جعل كردند و با اين بيهوده گويى‏ها عظمت خدا را كوچك نمودند.
هر كس آن‏ها را دوست بدارد با ما دشمنى نموده و هر كس آنها را دشمن بدارد با ما دوستى نموده است ؛ هر كس با آن‏ها رابطه برقرار سازد از ما بريده است و هركس از آن‏ها ببرد با ما پيوند برقرار نموده است، هركس نسبت به آن‏ها بى اعتنايى كند، به ما نيكى نموده و هركس به آنها نيكى كند، به ما بى اعتنايى و جفا كرده است: هر كس آن‏ها را گرامى بدارد به ما اهانت نموده و هر كس كه به آن‏ها اهانت كند، به ما احترام نموده است، هر كس به آنها بدى كند به ما خوبى كرده و هر كس به آن‏ها خوبى كند، به ما بدى نموده است، هر كس آن‏ها را تصديق كند، ما را تكذيب نموده و هركس كه آنها را تكذيب كند، ما را تصديق نموده است. هر كسى كه شيعه ماست، هرگز آن‏ها را يار خود نگيرد و با آن‏ها همكارى ننمايد.»
(8) كرامات رضوى
معجزات و كرامات حضرت رضا(ع) بسيار زياد است، به طورى كه شيخ حرّ عاملى مى‏نويسد: «معجزات امام رضا (ع) از حدّ تواتر تجاوز كرده است.»(9) بنابراين چه بسيار انسان هايى هستند كه با تشرّف به بارگاه ملكوتى آن امام همام (ع) از درياى بى كران كرامتش بهره و نصيبى برده‏اند.
شيخ صدوق مى‏گويد: وقتى ركن الدوله، يكى از وزراى حكومت آل بويه را از رفتن به زيارت امام على بن موسى الرضا(ع) با خبر ساختم، به من گفت: مرقد آن امام (ع) را بارها زيارت كرده‏ام و حاجت‏هاى زيادى از ايشان گرفته‏ام. هنگامى كه به آن جا رفتى براى من دعا كن و به جاى من زيارت نما كه در آن مكان دعا اجابت مى‏شود.
(10)
«ابومنصور عبدالرزّاق» وقتى فهميد كه حاكم توس (معروف به بيوردى) فرزندى ندارد، به او گفت: چرا به زيارت امام رضا (ع) نمى‏روى تا در آن جا از خداوند فرزندى طلب كنى؟ من بارها در آن جا حوائجى از خداوند خواسته‏ام و خداوند حاجتم را به بركت آن امام بزرگوار بر آورده نموده است. حاكم توس مى‏گويد: نزد امام رضا(ع) رفتم و از خداوند حاجتم را خواستم. خداوند فرزند پسرى به من عطا كرد.
(11) انيس قرآن
ره پويان راه يقين و سالكان كوى عشق از آن جايى كه دل در گرو ذات اقدس خداوند دارند، كتاب او را پرتوى از ذات الهى و واسطه سخن ربّ مالك با عبد سالك مى‏دانند، از اين رو با قرآن انس ويژه‏اى داشته و دل و جان و اعمال خويش را با آن گوهر حيات بخش خدايى مى‏كنند.
در سيره هشتمين ستاره فروزان آسمان امامت و ولايت انس با قرآن به وضوح ديده مى‏شود. آن بزرگوار هر سه روز يك بار تمام قرآن را تلاوت مى‏كرد و در آيات آن تدبّر مى‏نمود.
امام رضا(ع) شب‏ها هنگام خوابيدن، در بستر خويش زياد قرآن مى‏خواند و چون به آيه‏اى مى‏رسيد كه در آن يادى از بهشت يا جهنم شده است، مى‏گريست و از خداوند بهشت مى‏طلبيد و از دوزخ به خداوند پناه مى‏برد: «... فاذا مرّ بآيةٍ فيها ذكر جنّةٍ او نارٍ بكى و سأل اللّه الجنّة و تعوّذ به من النّار.»
(12)
همچنين درباره اوصاف قرآن سخنان گهربارى از ايشان به يادگار مانده است كه هر خواننده را به فكر و انديشه در اين كتاب وا مى‏دارد. آن حضرت قرآن كريم را كتاب هدايت گر، سرچشمه حيات و مايه عزّت دانسته، بنابراين مى‏فرمايد: «هو حبْل اللّه المتين و عروتُهُ الوثْقى و طريقتُهُ المُثلى، المؤدّى الى الجنّة و المنجى من النّار لا يخْلُقُ من الازمنة و لا يغثُّ على الالسنة لانّه لمْ يجعلْ لزمانٍ دون زمانٍ بلْ جُعل دليلُ البرهان و حجّةٌ على كلّ انسانٍ لايأتيه الباطلُ منْ بين يديه و لا من خلفه تنزيلٌ من حكيمٍ حميدٍ؛
(13) قرآن ريسمان محكم الهى و دستگيره محكم و راهى نمونه و بى بديل است كه به بهشت منتهى مى‏شود و انسان را از آتش نجات مى‏دهد. در طول زمان كهنه نمى‏شود و ارزش و اعتبار خود را از دست نمى‏دهد، زيرا براى يك عصر قرار داده نشده است، بلكه راهنما، برهان و حجّت براى هر انسان است. باطل و نادرستى در آن راه نمى‏يابد، نه از پيش رو و نه از گذشته‏ها. اين كتاب فرستاده خداى حكيم و ستوده است».
پاسدار نماز
همه پيامبران و امامان و اولياى خدا حرمت نماز را به بهترين وجه حفظ مى‏كردند و آن را با كيفيت بسيار عالى اقامه مى‏نمودند. پس از معرفت به خدا و اصول اعتقادات، بر همه چيز آن را مقدّم مى‏داشتند.
از منظر حضرت رضا
(ع) هيچ عملى برتر و با ارزش‏تر از نماز نيست و آن را در اول وقت اقامه مى‏كرد به همين جهت آن حضرت (ع) به «ابراهيم بن موسى» فرمود: «لاتؤخّرنّ الصّلوة عن اوّل وقتها الى آخر وقتها من غير علّةٍ...؛(14) نماز را هميشه در اول وقت شروع كن و آن را بدون علت از اول وقت به تأخير مينداز...»
امام هشتم به هيچ قيمتى فضيلت نماز اول وقت را از دست نمى‏داد. حتى در مهم‏ترين جلسات سياسى و علمى امام به نماز اول وقت اهميّت مى‏داد. نقل مى‏شود كه به دستور مأمون، علماى برجسته از فرقه‏هاى گوناگون در مجالس مناظره حاضر مى‏شدند و امام رضا(ع) با آن‏ها بحث و مناظره مى‏كرد. در يكى از اين مجالس «عمران صائبى» كه از دانشمندان بزرگ بود، حاضر شد و درباره توحيد با امام رضا(ع) وارد گفت و گو گرديد. در آن جلسه امام سؤال‏هاى او را با حوصله، متانت و استدلال‏هاى قطعى پاسخ داد و او را به سوى توحيد متمايل كرد. هنگامى كه بحث و مناظره به اوج خود رسيده بود، حضرت رضا(ع) احساس كرد كه وقت اذان ظهر و هنگام نماز است، بنابراين به مأمون فرمود: وقت نماز فرا رسيده است.
عمران صائبى كه به حقايقى دست يافته و از درياى دانش سرشار امام هشتم بهره‏هايى برده بود با التماس گفت: آقاى من! گفت و گو و پاسخ‏هاى خويش را قطع مكن، زيرا دل من آماده پذيرش سخنان شماست. امّا آن حضرت تحت تأثير سخنان عاطفى و احساس برانگيز او قرار نگرفت و فرمود: عيبى ندارد نماز را مى‏خوانيم و دوباره به گفت و گو ادامه خواهيم داد. در اين حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند. حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفت و گو ادامه داد و پاسخ‏هاى روشن گرانه خويش را ارايه نمود.
(15)
اسوه شجاعت
پس از شهادت حضرت امام موسى كاظم(ع) دوران امامت حضرت امام رضا(ع) در عصر هارون آغاز شد. با اين كه شرايط بسيار سخت بود امام امامت خود را آشكار و هدايت مردم را شروع كرد.

محمدبن سنان كه يكى از شيعيان است مى‏گويد: به امام رضا(ع) عرض كردم: «شما چگونه جرأت كرديد كه بعد از پدرتان، امامت خود را آشكار كنيد با اين كه از شمشير هارون خون مى‏چكد؟» آن حضرت در پاسخ سؤال من فرمود: «همان گونه كه پيامبر(ص) در برابر ابوجهل ايستادگى و مقاومت كرد و فرمود: اگر ابوجهل يك دانه مو از سرم بردارد من پيامبرنيستم، من نيز به شما مى‏گويم: اگر هارون از سرم يك لاخه مو بگيرد، من امام نيستم.»(16)

حکیم خردورزی

امام رضا(ع) در روزگارى كه امامت الهى در حد پادشاهى و ولايت عهدى تنزّل يافته بود، از عقل و خرد خويش بيش‏ترين بهره را برد و با تشكيل مناظرات و احتجاجات عقلانى، خردورزان را جذب خويش نمود و عده‏اى از آن‏ها را به راه اصلى و حجت ظاهرى و امامت هدايت نمود.
آن حضرت در تمام عرصه‏هاى زندگى به ويژه عرصه سياسى اش رفتارى كاملاً حكيمانه و خردورزانه داشت. پذيرش ولايت عهدى در دوران امامتش يك موضع كاملاً عاقلانه بود كه توانست تمام شيطنت‏ها و نقشه‏هاى مأمون را خنثى كند.

نتيجه اين خردورزى و تدبير آن شد كه 

اولا ً: افرادى كه حتى امام را نمى‏شناختند و يا بغض آن حضرت را در دل داشتند با اين تدبير حكيمانه جزو عاشقان و شيفتگان امام رضا(ع) شدند.

ثانياً: نه تنها مأمون نتوانست معارضان و مخالفان شيعى را به خود خوش بين سازد، بلكه امام (ع) مايه اميد و تقويت روحيه آنان شد و ثالثاً: نه تنها مأمون نتوانست امام(ع) را متهم به حرص بر دنيا و عشق به مقام و منصب نمايد، بلكه حشمت ظاهرى بر عزّت معنوى او افزود.
كوتاه سخن اين كه مأمون در اين معامله نه تنها چيزى بدست نياورد، بلكه بسيارى چيزها را از دست داد. اين جا بود كه مأمون احساس شكست و خسران كرد و در صدد برآمد كه خطاى فاحش خود را جبران كند كه تنها راه آن شيوه توسل به قتل و نقشه بود.(17)
پى‏نوشت‏ها:
1. اصول كافى، كلينى، ج 1، ص‏486.
2. الارشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد، شيخ مفيد،
ص‏304.
3. عيون اخبار الرضا، شيخ صدوق،
ج 2، ص 182.
4. بحار الانوار، مجلسى، ج
49، ص 100.
5. مأخذ قبل،
ج 1، ص 152.
6. اصول كافى،
ج 4، ص 24.
7. نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، حديث
1355.
8. اثباة الهداة، شيخ حرّ عاملى، ج
7، ص 446- 445.
9. همان، ج
6، ص 117.
10. همان، ج
6، ص 103.
11. عيون اخبار الرضا، ج
2، ص‏279.
12. همان، ص 196.
13. بحارالانوار، ج
17، ص 210.
14. همان، ج
49، ص‏49.
15. التوحيد، شيخ صدوق، ص
434.
16. انوار البهيّه، محدّث قمى، ص‏340.
17. گزيده‏اى از پيام مقام معظّم رهبرى (دامت توفيقاته) به نخستين كنگره حضرت امام رضا(ع) به نقل از مجلّه پاسدار اسلام، شماره 273، شهريور 1383، ص 13. 


نکات کوتاه برای شناخت حضرت معصومه


  ۱- گران سنگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام
به گفته محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی و نویسنده کتاب قاموس الرجال در میان فرزندان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام بعد از امام رضا علیه‌السلام حضرت معصومه علیهاالسلام برترین و گران‏سنگ‏ترین آنها به شمار می‏آید.

۲- موقعیت معنوی
امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

۳- فقاهت
روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه علیهاالسلام خود پاسخ پرسشها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخ‏ها ابراز خوشحالی کردند.

۴- اهل حدیث(محدث)
در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.

۵- تولد و وفات
حضرت معصومه علیهاالسلام در روز یکم ذوالقعده سال ۱۷۳ هجری قمری در شهر مدینه تولد یافت و پس از 28 سال زندگی پر برکت در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر بزرگوارشان امام رضا علیه‌السلام در شهر ساوه بیمار شد و سرانجام در روز دهم ربیع‏الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در شهر قم به جوار حق تعالی شتافت.

۶- پدر و مادر
پدر گرامی حضرت معصومه علیهاالسلام امام هفتم شیعیان جهان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و مادر مکرمه‏شان نجمه خاتون از بانوان با فضیلت و اهل تقوا و مادر امام رضا علیه‌السلام می‏باشد.
امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.
۷- زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام
از امام رضا علیه‌السلام نقل شده کسی که حضرت معصومه علیهاالسلام را با آگاهی به حق وی زیارت کند، شایسته بهشت می‏شود.
شاید یکی از حقوق و انتظارات آن حضرت به عنوان پیامدار دین و معنویت از زائران خود، تلاش آنها جهت تدارک یک سفر
معنوی و کوشش برای قرب بیشتر به آن حضرت از طریق کوشش برای اصلاح خویشتن و تقویت کمالات معنوی در خود باشد.

۸- تنها برادر تنی
امام رضا علیه‌السلام تنها برادر تنی حضرت معصومه علیهاالسلام است. مادر آن بزرگواران نجمه خاتون است. آنها تنها فرزندان این بانوی مکرم هستند. حضرت معصومه علیهاالسلام ۲۵ سال بعد از تولد برادر گرامیش پا به عرصه وجود گذاشتند.

۹- مسافرت
حضرت معصومه علیهاالسلام به منظور دیدار برادر عزیز خود امام رضا علیه‌السلام با کاروانی متشکل از پنج تن از برادران و تعدادی برادرزادگان و گروهی دیگر، راهی خراسان شدند. در بین راه در شهر ساوه، آن حضرت بیمار شد. پس از آگاهی اهالی قم از ورود کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام به ساوه، گروهی از آنان به این شهر آمدند و حضرت را با احترام به شهر قم بردند.

۱۰- محراب عبادت
هم اکنون محراب عبادت حضرت معصومه علیهاالسلام در زمان اقامت ۱۷ روزه‏اش در شهر قم، به نام بیت‏النور موجود است و زیارتگاه مردم و دوستان آن حضرت می‏باشد.

۱۱- رحلت
حضرت معصومه علیهاالسلام در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر عزیز خود امام رضا علیه‌السلام در شهر ساوه مریض شدند. آنگاه به اتفاق نمایندگان اعزامی اهالی قم، وارد این شهر شدند و مورد استقبال گرم مردم این دیار قرار گرفتند. سرانجام پس از ۱۷ روز بیماری در سن 28 سالگی به جوار رحمت ایزدی نائل آمدند.
در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.
۱۲- تشییع جنازه
پس از اعلام خبر رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را تشییع کردند و در محل فعلی حرم، که آن روز در خارج شهر بود و به موسی بن خزرج تعلق داشت با احترام زایدالوصفی دفن کردند.

۱۳- کرامات
تاکنون کرامات زیادی نصیب کسانی که حضرت معصومه علیهاالسلام را به شفاعت و توسل به درگاه خدا برده‏اند، شده است. و به احترام آن حضرت خداوند خواسته‏های آنها را اجابت کرده است که شرح آنها در جای خود ثبت و ضبط شده است.

1۴- زیارتنامه
حضرت معصومه در میان امامزادگان، از امامزادگان نادری است که برایش زیارتنامه مخصوص از جانب امام معصوم علیه‌السلام نقل شده است و به مقام شامخ آن حضرت اشاره شده است.

۱۵- محل اقامت
میزبان حضرت معصومه علیهاالسلام در مدت 1۷ روز اقامت و زندگی آن حضرت در شهر قم، جناب موسی بن خزرج، پس از رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام، محراب عبادت آن بزرگوار را به همان حالت باقی گذاشت و خانه مسکونی خویش را به احترام حضرتش به مسجد تبدیل کرد.

۱۶- لقب
لقب معصومه از جانب حضرت امام رضا علیه‌السلام به دلیل مراتب تقوی و پرهیزگاری ـ تنها به فاطمه معصومه علیهاالسلام در میان دختران حضرت امام موسی بن جعفر علیه‌السلام ـ اعطا گردید؛ خانمی که در اقتدا به پدر بزرگوارش، بسیاری از ساعات زندگی‏اش، به عبادت و راز و نیاز با خدا سپری شد.

۱۷- ثواب زیارت
در روایات چندی از قول ائمه اطهار علیه‌السلام؛ حضرت امام صادق علیه‌السلام، امام رضا علیه‌السلام و امام جواد علیه‌السلام بر زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام تصریح شده است و در روایتی زائر آن حضرت را در صورت معرفت حق او، سزاوار بهشت می‏داند.

۱۸- حرم و بقعه
پس از رحلت و خاکسپاری حضرت معصومه علیهاالسلام، میزبان آن حضرت، موسی بن خزرج سایبانی از حصیر بر روی قبر ایشان نصب کرد که به مدت ۱۰۰ سال این سایبان وجود داشت. پس از آن دختر امام جواد علیه‌السلام، قبه‏ای آجری بر روی آن ساخت. در سال ۵۲۹ هجری قمری، شاه بیگدر، قبه‏ای مجلّل با کاشی کاری نفیس بر فراز آن ساخت. تا اینکه در سال ۹۲۵ هجری قمری توسط شاه اسماعیل، بقعه کنونی بنا گردید.

۱۹- تحول شهر قم پس از ورود
شهر قم در اواخر قرن اول، با ورود تعدادی از شیعیان کوفه بتدریج مذهب شیعه را پذیرفت و به عنوان یک شهر شیعی معروف گشت. ولی با ورد حضرت معصومه علیهاالسلام به قم، فصل نوینی در اهمیت این شهر در گسترش اسلام و مذهب شیعه گشوده شده.
پس از رحلت و خاکسپاری حضرت معصومه علیهاالسلام، میزبان آن حضرت، موسی بن خزرج سایبانی از حصیر بر روی قبر ایشان نصب کرد که به مدت ۱۰۰ سال این سایبان وجود داشت.
۲۰- تحول حوزه علمیه قم پس از ورود
از اوائل قرن دوم شهر قم، محلی برای پاسخگویی به مسائل فقهی شیعه و مأمنی برای علویان، راویان، محدثان و فقهای شیعه بوده است. با ورود حضرت معصومه علیهاالسلام به این شهر، و قرار گرفتن مدفن آن بزرگوار در آن، زمینه
گسترش بیشتر فرهنگ تشیع و فقه آل محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله پدید آمد و بدنبال آن حوزه علمی ـ فقهی قم توسعه یافت و مرکزی برای نشر و اشاعه اسلام و مکتب شیعه گردید.

۲۱- کلام نور
رهبر معظم انقلاب فرمود: حضرت معصومه علیهاالسلام مقام بزرگی دارد، خیلی باید از ایشان بهره گیریم. نسبت به ایشان قصور داشته‏ایم باید به آن حضرت بیشتر توسل جوئیم و بخواهیم عنایت بیشتری به ما داشته باشند.

۲۲- گلی باشکوه از گلستان نبوت و امامت
او چون کوثری در کویر، خط سبز سعادت و رستگاری ترسیم کرده و چون روحی در پیکر سرزمین مقدس قم حلول کرده و دلهای عاشق را از گوشه و کنار به سمت این شهر کشانده است از قدم او قم عزیمت یافته و از وجود او لحظه به لحظه بر شرافت قم افزوده می‏شود.
قم گشته از شرافت معصومه با صفا            چون روضه بهشت برین گشته پرضیا
شاهان به درگهش همه آورده التجا          بی‏شک که می‏رود به بهشت از ره عطا

۲۳- هجرت
به شوق دیدار نور تابان دیار طوس رهسپار سفر شد، رنجها برد و سختیها کشید تا اینکه پس از روزها و هفته‏ها به دیار ساوه رسید. سفری بدین دور و درازی و با مشکلات فراوان بر گلی که در حسرت دیدار نور قد خمیده، بسیار سخت است. حضرت بیمار شده از مقدار مسافت تا مأمن آل طه پرسید گفت: ده فرسخ. فرمود: مرا به قم ببرید زیرا از پدرم شنیدم که فرمود قم مرکز شیعیان ما می‏باشد پس کاروان بطرف قم در حرکت شد.
حضرت معصومه علیهاالسلام مقام بزرگی دارد، خیلی باید از ایشان بهره گیریم. نسبت به ایشان قصور داشته‏ایم باید به آن حضرت بیشتر توسل جوئیم و بخواهیم عنایت بیشتری به ما داشته باشند.
۲۴- میهمانی با عظمت
چون کاروان دیدار نور به نزدیکیهای شهر قم رسید، آل سعد همگی برای استقبال به پیشواز آن بانوی با کرامت رفتند تا او را به گرمی به عش آل طه دعوت کنند در آن میان موسی بن خزرج زمام اشتر حضرت را گرفت و به طرف خانه‏اش آورد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذیرائی نمود.

۲۵- عبادتی خالصانه
بعد از سکنی گزیدن حضرت معصومه در شهر قم تا وفات آن حضرت ۱۷ روز طول کشید در این مدت، بسیار آزرده خاطر بود، آرزوی دیدار پدر و برادر در دلش بود از هجر پدر و فراق برادر می‏گریست و غمین بود.
به انتظار پدر روز و شب به سر بردم          ولی دریغ نشد تا گل رخش بویم
سپس به هجر برادر، فلک دچارم کرد      گشود باب فراق دگر زکین سویم
در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی تهیه نمود، دائم در حال ذکر و نماز و راز و نیاز با خدای خویش بود و بیت‏الاحزانی به نام بیت‏النور چون جده‏اش زهرای اطهر تأسیس نمود، تا سرانجام (پرید بلبل روحش زشاخسار) بدن و به ندای رب لبیک گفت.
۲۶- دختر پیامبر
در زیارت نامه حضرت معصومه که بوسیله امام رضا علیه‌السلام نقل شده عنوان شده است ای دختر رسول خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه و...
این تعابیر در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامی معصوم فقط بیانگر شرافت خانوادگی نیست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالی و ملکوتی و معنوی حضرت دارد و نشانگر عظمت روحی و اینکه او نه تنها با رسول خدا نسبت خانوادگی دارد بلکه از نظر معنوی نیز دختر اوست.

۲۷- بارگاه فاطمه معصومه علیهاالسلام و تجلیگاه فاطمه زهرا علیهاالسلام
مرجع عظیم‏الشأن مرحوم آیت‏الله العظمی نجفی مرعشی رحمه‌الله فرمود: پدرم مرحوم آیت‏الله علامه سیدمحمود مرعشی که در نجف اشرف می‏زیست علاقه‏مند بود که به طریقی، محل قبر جده‏اش حضرت زهرا علیهاالسلام را بیابد، برای این مقصود ختم مجربی انتخاب نمود و چهل شب به آن مداومت نمود. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر علیه‌السلام رسید، امام به او فرمود: «علیک بکریمة اهل البیت» به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن، ایشان تصور کرد منظور امام علیه‌السلام حضرت زهرا علیهاالسلام است، عرض کرد: آری قربانت گردم من نیز ختم را برای همین امر گرفتم. امام فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم است سپس افزود: بخاطر مصالحی خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا علیهاالسلام مخفی باشد از این رو قبر حضرت معصومه علیهاالسلام را تجلیگاه قبر حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داده است.
در زیارت نامه حضرت معصومه که بوسیله امام رضا علیه‌السلام نقل شده عنوان شده است ای دختر رسول خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه و... این تعابیر در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامی معصوم فقط بیانگر شرافت خانوادگی نیست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالی و ملکوتی و معنوی حضرت دارد.
۲۸- مقام عصمت حضرت معصومه علیهاالسلام
امام رضا علیه‌السلام فرمودند: کسی که حضرت معصومه را در قم زیارت کند مانند آنست که مرا زیارت کرده است. امام ثواب زیارت خویش را با زیارت حضرت معصومه در یک حد و اندازه می‏داند و نیز اینکه نام مبارک حضرت، فاطمه کبری بوده و امام او را ملقب به صفت معصومه کرده است و این مطالب نشانگر اوج عظمت روحی و معصومیت حضرت فاطمه کبری است.

۲۹- ارزش زن
با مطالعه سرگذشت بانوانی بزرگوار چون حضرت زهرا علیهاالسلام، زینب کبری و حضرت معصومه به این نکته دست می‏یابیم که در اسلام به مقام و منزلت زن ارزش نهاده و در طی نمودن پله‏های ترقی از حیث علم و تقوی تفاوتی میان زن و مرد قائل نشده است. همین درجات عالی تقوی و علم در وجود این بانوان بزرگوار بازگوکننده و تأیید کننده آن است.

۳۰- برای شادی روح حضرت فاطمه معصومه صلوات

خورشید مدینه

 

به یاد بحر حقایق امام جعفر صادق (ع) :

مايه ي زينت ما باشيد، نه مايه عيب ما

با مردم نيکو سخن بگوييد و زبان خود ا از حرف هاي بيهوده و سخنان زشت باز داريد.

قرآن در زندگی

 اعتقادات قلبی و پایبندی‌های عملی یک فرد،گروه یا ملت را باید در جلوه‌های گفتاری و رفتاری آنها نسبت به یک چیز جستجو کرد.هنگامی می‌توان،به پیروی ملتی از مکتبی پی برد که گفتار و کردار خود را با گزاره‌های ارشادی آن مکتب هماهنگ سازد.
ملت قرآن دوست ایران،از زمان پذیرش اسلام به عنوان دین برتر و انتخاب قرآن به عنوان کتاب آسمانی و برنامه زندگی،کوشیده است؛تا زندگی خود را قرآنی کند و در این راه از هیچ کار بزرگ و کوچکی فروگذار نکند.
یکی از جلوه‌های بروز و ظهور الفاظ و معانی قرآن،قالب‌های گفتاری و رفتاری است که در مجموع، با عنوان فرهنگ عامیانه شناخته می‌شود.با بررسی آداب و رسوم ایرانیان در زمان و مکان‌های گوناگون به گستره وسیع تأثیر پذیری فرهنگ ایرانی از قرآن کریم پی می‌بریم.
یکی از نمودهای حضور قرآن در زندگی ایرانیان،تبرک جستن یا بهره‌گیری از مفاهیم این کتاب آسمانی در معماری است که اصلی‌ترین و نخستین آن را باید،نوشتن آیه‌ای از قرآن یا نصب نوشته آن بر سر در‌خانه‌ها دانست.
با نگاهی گذرا بر سر درخانه ها،جمله‌های عربی بسیاری را می‌بینیم که آرایه پیشانی خانه‌ها گشته است و هنگام ورود به ساختمان،انسان را به یاد خدا و یکی از جلوه‌های مهر و رحمتش می‌اندازد.نگارش ایه یا قسمتی از آن بر سر در خانه‌ها یا نصب سنگ،کاشی و چیزی مانند آن که ایه‌های قرآنی بر آن نوشته شده است،آموزه‌ای از سوی پیشوایان دینی به پیروانشان می‌باشد.
اهلبیت(ع) با این آموزه های پر ارج،دوستداران خود را به بهره‌گیری هرچه بیشتر از قرآن و فرهنگ آن تشویق کرده‌اند.آنها نیز پس از دریافت جواز نصب ایات قرآنی،ایاتی مناسب برای نگارش و متناسب با حال و زمان و مکان خود را،بر سر در خانه‌های خود نصب کردند که ما به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
1.بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از ایاتی که قرآن دوستان ایرانی،بر سر در خانه‌های خود نقش می‌زنند،آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم است.آموزه استفاده از این ایه و بر زبان راندن آن در آغاز کارها،به منظور انجام بهتر و با برکت‌تر آن‌ها،از زیباترین و پر ارج ترین آموزه‌های دینی است.نوشتن بسم الله الرحمن الرحیم بر سر‌در خانه‌ها،علاوه بر یادآوری این نکته که برای ورود به خانه،بسم الله بگوییم،مایه ایمنی از بلاها خواهد شد،چنانکه مرحوم «کفعمی»از پیشوایان دینی نقل کرده است:«هر کس لفظ بسم الله الرحمن الرحیم را بر سر در بیرونی منزل خود بنویسد،از هلاکت در امان خواهد بود».(المصباح، کفعمی، ص247)
2.و ان یکاد…أن یکاد یا و أن یکاد،در شمار پر کاربردترین ایات قرآنی در زندگی مردم ایران قرار دارد.همچنین یکی از ایاتی است که،به شکل کامل،نوشته می‌شود و به منظور دور کردن چشم زخم بر سر در خانه‌ها، نصب می‌گردد.چنانکه در شأن نزول این آیه نیز گفته اند که درباره چشم خوردن پیامبر(ص) از ناحیه عده‌ای از مخالفین بود(الکافی،4/567) و در برخی کتاب‌های روایی و دعایی خواندن و نوشتن آن را برای دفع چشم زخم حسودان و بد خواهان مفید دانسته‌اند.به عنوان نمونه،از امام حسن(ع) روایت شده است که فرمود:دوای درد چشم زخم،ایه:«و ان یکاد الذین کفروا…» است.(جامع الاخبار/ 184)
این ایه شریفه،پنجاه و یکمین آیه سوره مبارکه قلم است.
3. هذا من فضل ربیامام صادق(ع) در بیان وجوه پنجگانه کفر،وجه سوم آن را «کفران نعمت» دانسته است و به گفته خداوند ـ آنجا که داستان انتقال تخت بلقیس توسط آصف بن برخیا، وزیر حضرت سلیمان(ع) را نقل می‌کند ـ استناد کرده است که:«هذا من فضل ربی لیبلونی أأشکر أم اکفر و من شکر…».(سوره نحل، ایه 40)
وقتی شب معراج پیامبر اکرم(ص)،یکی از فرشتگان به ایشان بشارت داد همه خیر در امت تو قرار داده شده است،پیامبر(ص) فرمود:خدای را سپاس که بر بندگانش نعمت داد و هذا من فضل ربی و رحمته علی… (بحار الانوار، ج18، ص323)
نگارش این جمله قرآنی بر بالای درب خانه ها،نشانگر آن است که ساکنینش نعمت‌هایی را که خداوند به آنان ارزانی می‌دارد،همواره به یاد دارند و سپاس می‌گویند و همه آنچه را که دارند،از فضل و رحمت خداوند می‌دانند،نه نتیجه شایستگی و تلاش خود و این، سبب افزایش نعمت بر آنان می‌گردد.
4.کلمة الله هی العلیایکی دیگر از این ایه‌ها«کلمة الله هی العلیا» است که بخشی از چهلمین آیه سوره مبارکه توبه است.
در برخی از نوشته‌ها کلمه «الله»را،میان جمله،برجسته‌تر و محوری می‌نویسند و با نصب آن بر بالای در خانه‌ها می‌خواهند بگویند:همانطور که در واقع،الله و کلمة الله است که بالاترین است،در ظاهر و بلندی‌های ظاهری نیز،باید اللّه و کلمة الله بالاترین باشد،چنان که تمامی رفتارهای ما باید در راه اعتلای کلمه الله باشد.
قرآن دوستانی که این ایه را بر بالای درب خانه خود می‌نویسند، به گونه‌ای،به نام مقدس «الله» پناه برده و از این نام مبارک تبرک جسته‌اند.
5. ما شاء الله لا قوة الا بالله
این جلمه شریفه که بخشی از ایه سی و نهم سوره کهف است،در رابطه با داستان کسی است که باغ خود را بهتر و پربارتر و خود را از لحاظ مال و فرزند برتر می دانست و وقتی با بلای الهی روبرو شد،به او گفتند:در چنین حالی باید می‌گفتی:«ما شاء الله لا قوة الا بالله» بنابراین گفته‌اند:هرگاه از چیزی خوشتان آمد و نظر شما را به خود جلب کرد و ترس از آن دارید که آن را دچار چشم زخم کنید،این ایه شریفه را قرائت کنید.
این جمله که گاه به صورت «ما شاء الله» یا «ما شاء الله لا حول ولا قوة الا بالله» و گونه‌های دیگر هم نوشته می‌شود.کارکردی همانند ایه «ان یکاد» داشته و معمولا برای جلوگیری از اثر چشم نوشته می‌شود،آن گونه که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:
«هرگاه،چیزی از اهل و مال و فرزند و… در چشم شما جلوه کرد و بزرگ آمد، بگویید:ما شاء الله لا قوة الا بالله،تا برای شما باقی بماند».(الدعوات، راوندی،ص110)
کسانی که این ایه شریفه را بر بالای درب خانه‌های خود به نمایش می‌گذراند، به زبان دل می‌گویند که هرچه خدا خواست،همان می‌شود و هیچ نیرویی جز نیروی او در کارها مؤثر نیست.
6.انا فتحنا لک فتحا مبیناایاتی از قرآن کریم به ایات فتح شهرت دارد.مردم متدین ایران،از این ایات الهی که نماد فتح و پیروزی بوده و نمود گشایش و نصرت الهی است،به عنوان مایه‌های موفقیت و برکت در کارها بهره می‌جویند.
یکی از کاربردهای نخستین ایه سوره مبارکه فتح،نگارش آن بر سر در خانه‌ها است.وارد شوندگان به خانه نگریستن و خواندن این ایه را،به فال نیک می‌گیرند و گشایش،پیروزی و بهروزی را از درگاه خداوند،برای اهل خانه خواستار می‌گردند.
ایات دیگری چون«نصر من اللّه و فتح قریب» (صف،ایه 13) و«ید الله فوق ایدیهم».(سوره فتح،ایه 10) و… و سوره های کوچک قرآن چون حمد،توحید، ناس،کوثر و… نیز، بر سر در خانه‌ها نوشته یا نصب می شود.هر یک از این ایات و سوره‌ها،دارای برکات ویژه‌ای است که هر کس بدان «توسل» جوید،بهره مند می‌گردد

افسوس روزگار شهادت به سر رسید

دفاع مقدس در کلام رهبری

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ای از برجسته ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است. در این مجموعه تابناک، درخشنده ترین و نفیس ترین نگین گرانبها یاد و خاطره شهیدان است. آنها جوانان و جوانمردان رشید و پاک سرشتی بودند که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند. هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران ها بداند.

دفاع مقدس و غرور ملی

هشت سال دفاع جانانه ملت در برابر تجاوز وحشیانه دشمن منشأ غرور ملی پایان ناپذیری برای مردم سلحشور ایران گردید و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود. رشادت های جوانان برومند، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت.

دفاع مقدس و ولایت پذیری

این روزها هنگامی که یادی از دفاع مقدس می شود، دنیایی از شرف و حماسه ملتی نجیب و آزاده در اذهان تداعی می شود که عطر معنویت و صفای خاصی به ما ارزانی می دارد. ملتی که با پرورش رزمندگانی حماسه آفرین مفهوم روشن «تعبد در برابر ولایت» را به نمایش گذاشتند و با انگیزه «ادای تکلیف» در پی «مرجع و رهبر» خود سر از پا نشناخته، به جبهه های حق علیه باطل شتافتند و طلوع عشقی بی بدیل را ترسیم کردند و به پیروزی بزرگی که حفاظت از وجب به وجب سرزمین اسلامی و صیانت از مکتب و عقیده بود دست یازیدند.

پیام دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس یادآور خون های مقدسی است که در پای شجره طوبای انقلاب اسلامی ریخته شد. فرزندان جبهه و شهادت اطاعت را عبادت می بینند. وارثان دفاع مقدس عزت جهاد را با ذلت در خانه نشستن عوض نمی کنند. ایستادگی آنها نشستگان تاریخ را به قیام وا می دارد و این پیام بزرگ دفاع مقدس است.

سال های عشق و عطش

خدایا، آن سال ها رفتند؛ سال های زلال مهربانی؛ سال های سجود و صعود؛ سال های اوج شهادت و شجاعت مادران شهید؛ سال های سنگرهای سوز و گداز؛ سال های خوش «دوکوهه»؛ سال های بی قراری و انتظار. دریغا که سال های عشق و عطش گذشت!

دفاع مقدس و انگیزه ما

مردم ایران با برخورداری از رهبری توانا و آگاه، هوشمندانه و با انگیزه های دینی و ملی در مقابل دشمن متجاوز به پاخاست و صحنه های زیبایی از وفاق ملی را به نمایش گذاشت. انگیزه حضور مردم ما دینی، عقیدتی و ملی بود. دفاع ما نبردی صددرصد شرافتمندانه بود و به همین دلیل حاضر نشدیم مقررات انسانی و اسلامی را در این جنگ زیر پا بگذاریم.

جبهه، مدرسه ی عشق

چهره ای شاد و نورانی داشت. خوب که نگاهش می کردی می توانستی آثار خستگی را در صورتش ببینی. ولی چشمانش تو را بیشتر مجذوب خود می کرد. لباس خاکی، ساده و تمیزی بر تن داشت. هفده ساله نشان می داد. لاغر و باریک اندام بود و در چهره اش مظلومیتی غریب موج می زد. اصلاً به او نمی آمد که مرد جنگ و جبهه باشد؛ اما نگاهش می گفت: «جبهه بزرگ و کوچک نمی شناسد، عشق می شناسد».

به او می گویم: «چرا به مدرسه نرفتی؟». با اخم نگاهم می کند و جواب می دهد: «جبهه خود مدرسه است؛ آن هم مدرسه عشق و ایثار؛ مدرسه ای که انسان کامل پرورش می دهد». بعد لبخندی می زند. لبخندش سراسر معنا بود. سال ها بعد مادرش عکسش را نشانم داد و گفت: در کربلای پنج کربلایی شد...

دلتنگ روزهای خدایی

دلم برای جبهه تنگ شده؛ روزهایی که خدا نزدیک بود؛ آن روزها که صدای توپ و تفنگ در هم پیچیده بود و نوای یا زهرا و یا حسین شهر را پر کرده بود. دلم برای غروب های شلمچه، موج های خروشان اروند، دوکوهه و حسینیه حاج همت تنگ شده. دلم هوای نماز مسجد جامع خرمشهر کرده. کاش دوباره در زمین صبحگاهی می نشستیم پای دعای «عهد» بچه ها. دلم هوای ایستگاه صلواتی با آن چای همیشه جوش خورده اش کرده. دلم برای همه چیز جبهه و جنگ تنگ شده. از شهر و حصارهای بلندش خسته ام. خدایا دلم تنگ روزهای خدایی است...

پشت هیاهوی شهر

پشت هیاهوی شهر، پشت این حجم سیاه بی اعتنایی، پشت این تراکم خودبینی و خودخواهی، پشت این تزویرها و تظاهرها، سنگرهایی بود پر از سجاده های سبز و فرصت های آبی با فرشهایی از آسمان؛ هوایی آکنده از اخلاق و صمیمیت؛ خلوت هایی که پوشیده از آفتاب بود و سرشار از خدا و عشق؛ لبریز از آینه بود و آرامش؛ وقت هایی که می شد زانو به زانوی عشق نشست و با خدا صحبت کرد. ماه ها و سال هایی که دور از خود می توانستی با سر انگشتان دعا حیات را لمس کنی، با تمام دلت در فضای شفاف گل ها بنشینی، شیرینی پرواز را بنوشی و حضور خدا را ادراک کنی. آه آن روزها و آن سال های خوب کجاست؟! شب هایی که همگی شب قدر بود...

زنان و دفاع مقدس

زنان ایرانی با انقلاب اسلامی و جنگ حیاتی دوباره یافتند. زنان ایرانی همان مادران، همسران و خواهران کسانی بودند که در صف مقدم جبهه از عقیده و ناموس و سرزمین خویش دفاع می کردند. زنان شجاع ایران اسلامی حماسه آفرینان عرصه های پشتیبانی و امداد جبهه های جنگ و جهاد بودند که نقش خویش را در نهایت تعهد، ایثار و تلاش ایفا کردند و در این میدان سخت و طاقت فرسا نیز موفق و سربلند به در آمدند و افتخاری بر افتخارات خویش افزودند که به جز زنان صدر اسلام نمی توان نمونه ای برای آن نشان داد. حضور در خط مقدم جبهه و جنگ، پرستاری و مداوای مجروحان جنگی، تهیه وسایل رفاهی برای مردان جنگ، و حضور فرهنگی در شهرها از مهم ترین فعالیت های زنان در طول دفاع مقدس بوده است. زنان حماسه های بزرگ آفریدند و دیدگان تاریخ را در بهتی عجیب فرو بردند.

دفاع مقدس و هنر

همواره دفاع ملت ها از سرزمین های خویش الهام بخش هنرمندان متعهد و مسئول بوده است. با نگاهی کوتاه به عرصه های مختلف هنری ـ ادبیات، سینما، نقاشی، موسیقی و غیره ـ می توان دریافت که بهترین و برترین آثار متعلق به جنگ های دفاعی و مقدس است. بر این اساس دفاع مقدس ما نیز منبع سرشار و پایان ناپذیری برای خلق آثار هنری برتر و متعهد است. اگر بخواهیم صحنه های به یاد ماندنی جنگ و دفاع مقدس برای تمام نسل ها و عصرها ماندگار بماند باید آن رشادت ها، شهادت ها و جانبازی ها را در قالب های مختلف هنری درآوریم. نسل های بعد باید بدانند که برای حفظ این سرزمین چه عزیزانی جان و مال خویش را در طبق اخلاص نهاده اند و این مهم میسّر نمی شود مگر اینکه درباره جنگ فیلم های برتر، شعرهای پرمحتوا، داستان های پرشور و نقاشی های پرجاذبه ساخته و پرداخته شود.

دفاع مقدس و استقلال نظامی

ایران قبل از انقلاب اسلامی کشوری بود که در تمام مسائل نظامی وابسته به آمریکا و غرب بود. حضور مستشاران نظامی آمریکا در تمام سطوح نیروهای مسلح آشکار بود. اما با وقوع انقلاب اسلامی و اخراج مستشاران نظامی و شروع جنگ تحمیلی، نیروهای نظامی، خود ارکان ارتش و صنایع نظامی را در اختیار گرفتند. نیازهای مختلف جنگ و تحریم شدید تسلیحاتی باعث شد در صنایع نظامی نوآوری های مختلفی بروز کند. این روند بعد از جنگ نیز ادامه یافت. ساخت موشک ها و تانک های پیشرفته و ناوهای کوچک و بزرگ از دستاوردهای مهم صنایع نظامی در طول دوران دفاع مقدس می باشد.

خاطره ای از آن روزه

تازه جنگ شروع شده بود. خبرهای سخت و دردناکی از جبهه های جنوب و غرب می رسید. بی دردان مرفه فرار را بر قرار ترجیح می دادند و بار سفر به سوی بهشت خیالی غرب می بستند. پابرهنه گانِ همیشه استوار با کم ترین سلاح و تجهیزاتی در مقابل دشمنِ تا بن دندان مسلح ایستادگی می کردند. آن روز وقتی از مدرسه به خانه آمدم دیدم مادر لباس های سبز پدر را آماده می کند. خواهر کوچکم سعی می کرد پوتین های پدر را تمیز کند. بوی عطر پدر فضای خانه را خوشبو کرده بود. پدر در لباس رزم چه استوار و راست قامت می نمود. او می رفت، مادر آهسته گریه می کرد، خواهرم از پدر سوغاتی می خواست و من به تماشای قدم های استوار او ایستاده بودم. او رفت و از جبهه برایمان سوغات شهادت آورد.

جوانان و دفاع مقدس

بسیاری از نیروهای حاضر در جبهه ها جوانان بودند. جوانان در قالب نیروهای بسیج حضوری چشم گیر در دفاع مقدس داشته اند. این جوانان از سر کلاس درس و دانشگاه یا کارخانه و مزرعه و اداره برای دفاع از آرمان و سرزمین خود به جبهه ها آمده بودند. جوانان ایران اسلامی با خلق رشادت های فراوان نشان دادند که بهترین جوانان جهانند. الگوی این جوانان، جوانان کربلا بود. ملتی که چنین جوانانی دارد به جاست که بر خود ببالد و به داشتن چنین جوانانی افتخار کند.