واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر
مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد:
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقا هُم رَبّهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بِالصّواب
زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد، مريم را به خرما بُن كشيد
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايد به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (ع) دقت کنیم.
هشام بن سالم نقل می کند: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (ع) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
امام (ع) فرمود : نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در آن نازل شده است، و خداوند آن را مَثـَل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (ع) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است،(1) و از حضرت على بن ابى طالب (ع) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).
پىنوشتها: - بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه بحار، ج 96، ص 377